خبر

«تفاوت ره از کجاست تا به کجا»: پاسخ یک پژوهشگر به وزیر داخله ایران

 «تنها در اتحادیه اروپا، آمریکا، کانادا، استرالیا، روسیه و نیوزیلند، بیش از ۵۰۰هزار شهروند افغانستان موفق به دریافت تابعیت و یا شهروندی شده‌اند و حدود یک‌میلیون نفر دیگر در این کشورها اقامت‌هایی بر پایه کنوانسیون‌های بین‌المللی، دلایل اجتماعی و انگیزه‌های بشردوستانه دارند.»

راه مدنیت: در پی اظهارات وزیر داخلهٔ جمهوری اسلامی ایران مبنی بر اینکه «هیچ دولتی در جهان به اندازه ایران برخورد شایسته‌ای با پناه‌جویان و مهاجرین افغانستان نداشته است»، واکنش‌های انتقادی بسیاری در شبکه‌های اجتماعی و محافل مختلف برانگیخته شد.

یکی از واکنش‌های تند و مستند در این زمینه، از سوی دکتور ملک ستیز، پژوهشگر روابط بین‌الملل، منتشر شده است که ابعاد مختلف این ادعا را به چالش می‌کشد.

دکتور ستیز در یادداشتی که در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده، ضمن رد این ادعای وزیر داخلهٔ ایران، نوشته:

«تنها در اتحادیه اروپا، آمریکا، کانادا، استرالیا، روسیه و نیوزیلند، بیش از ۵۰۰هزار شهروند افغانستان موفق به دریافت تابعیت و یا شهروندی شده‌اند و حدود یک‌میلیون نفر دیگر در این کشورها اقامت‌هایی بر پایه کنوانسیون‌های بین‌المللی، دلایل اجتماعی و انگیزه‌های بشردوستانه دارند.»

این آمار نشان می‌دهد که برخلاف ادعای «برخورد شایسته»، کشورهای غربی که بارها از سوی مقامات جمهوری اسلامی مورد انتقاد قرار گرفته‌اند، به‌مراتب سازوکارهای حقوقی، انسانی و مدنی‌تری برای پذیرش و اسکان مهاجران افغان فراهم کرده‌اند.

در ادامه، ملک ستیز به سیاست‌های سخت‌گیرانه جمهوری اسلامی در قبال مهاجران افغان می‌پردازد و می‌نویسد:

«این در حالی‌ست که جمهوری اسلامی، حتا آن شهروندان افغانستان را که دارای مدارکی صادره از خود دولت ایران هستند، از خیابان‌ها، دانشگاه‌ها، مدارس، محل‌های کار و بازارها بازداشت کرده و به مرزها می‌فرستد. یادمان نرود که در میان این افراد، نیروی کار فعالی هم بوده‌اند که شبانه‌روز در کارخانه‌ها، پروژه‌های ساختمانی، خدمات نظافتی، گردش بازار و دیگر نیازهای روزمره جامعه ایران مشغول کار بوده‌اند.»

او در ادامه با نگاهی انتقادی به لایه‌های پنهان‌تر این سیاست‌ها اشاره می‌کند و می‌نویسد: «ادعای همسایه‌بودن، هم‌دین و آیین‌بودن، فرهنگ و تاریخ مشترک داشتن را کنار بگذارید! آنچه در عمل دیده می‌شود، طرد سیستماتیک، تحقیر اجتماعی، بی‌ثباتی حقوقی و حذف تدریجی مهاجران افغان از صحنه عمومی جامعه ایران است.»

در پایان این یادداشت، ملک ستیز با زبانی که به گفته خودش، «گاهی اوقات ناچار است به زبان خودشان سخن بگوید» تضاد میان گفتار رسمی و رفتار عملی جمهوری اسلامی در قبال مهاجران افغانستانی را به‌مثابه مصداق بارز یک سیاست دوگانه معرفی می‌کند.

قابل یادآوری‌ست که اگرچه نمی‌توان منکر نقش ایران در پذیرش میلیون‌ها مهاجر افغانستان در دهه‌های گذشته شد، اما به‌نظر می‌رسد سیاست‌های اخیر، به‌ویژه پس از تحولات سیاسی افغانستان در سال ۲۰۲۱، سمت‌وسوی دیگری یافته‌اند. اکنون، برخوردهای سلبی، اخراج‌های بدون احترام به اصول حقوق بشری و تعهدات دولت‌ها نسبت به کنوانسیون‌های پناهندگی و فقدان سازوکارهای اقامتی شفاف، بر رابطه میان مهاجران افغانستانی و دولت میزبان سایه افکنده است. واکنش‌هایی نظیر یادداشت دکتور ستیز، بیانگر آن‌اند که دیگر نمی‌توان تنها با شعار هم‌دینی و هم‌فرهنگی، بی‌عدالتی ساختاری را پوشاند.

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا