تحلیل

منع تحصیل دختران در افغانستان؛ دو میلیارد روز از دست‌ رفته است

از بهار سال ۲۰۲۱ با بازگشت طالبان به قدرت، نظام آموزشی افغانستان؛ به‌ویژه برای دختران وارد یکی از تاریک‌ترین فصل‌های تاریخ خود شد.

در ۲۳ مارچ همان سال، طالبان دروازه‌های مکاتب را به‌روی دختران بالاتر از صنف ششم بستند. اکنون، پس از گذشت بیش از چهار سال و هفت ماه از آن روز، میلیون‌ها دختر افغان از حق بنیادین آموزش محروم شده‌اند؛ محرومیتی که پیامدهای سنگینی بر آینده فردی، اقتصادی و اجتماعی کشور برجای گذاشته است.

ابعاد آماری بحران

در حال حاضر، حدود ۲٫۲ میلیون دختر در افغانستان از رفتن به مکتب بازمانده‌اند.

برای درک عمق این فاجعه، می‌توان از یک محاسبه‌ ساده استفاده کرد که میزان «روزهای تحصیلی از دست‌رفته» را نشان می‌دهد:

از ۲۳ مارچ ۲۰۲۱ تا نوامبر ۲۰۲۵، تقریبا ۹۲۹ روز درسی از دست رفته است.

اگر این عدد را در شمار دختران محروم ضرب کنیم، نتیجه چنین خواهد بود:

تعداد دختران محروم: ۲٬۲۰۰٬۰۰۰

تعداد روزهای درسی از دست‌رفته: ۹۲۹

حاصل ضرب مساوی است با بیش از دو میلیارد روز تحصیلی از دست‌رفته. یعنی بیش از دو میلیارد روز آموزش که می‌توانست صرف یادگیری، رشد فکری و شکوفایی استعدادها شود، از میان رفته است. هر روز تحصیلی از دست‌رفته، گامی است به عقب؛ نه تنها برای آینده‌ دختران، بل برای آینده‌ افغانستان.

چرا طالبان دختران را از تحصیل محروم کردند؟

طالبان این تصمیم را با دلایلی به‌ظاهر دینی و فرهنگی توجیه می‌کنند، اما در واقع ترکیبی از ایدیولوژی افراطی، ترس از استقلال فکری زنان و ناتوانی در مدیریت نظام آموزشی در پشت این سیاست نهفته است.

رهبران طالبان ادعا می‌کنند که «برای تطبیق نظام آموزشی اسلامی» به زمان نیاز دارند؛ اما با گذشت بیش از چهار سال هنوز هیچ طرح واقعی و اجرایی برای بازگشایی مکاتب دخترانه ارایه نکرده‌اند.

این نشان می‌دهد که هدف اصلی نه بازسازی نظام آموزشی، بل کنترل اجتماعی و محدودسازی نقش زنان در جامعه است. از منظر سیاسی، حذف زنان از آموزش ابزاری برای تداوم قدرت مطلقه و جلوگیری از رشد آگاهی عمومی است.

 پیامدهای اقتصادی

منع آموزش دختران، تنها یک بحران انسانی نیست؛ بل ضربه‌ای مستقیم به اقتصاد ملی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که اگر نیمی از دختران افغانستان می‌توانستند تحصیلات متوسطه را به پایان برسانند، اقتصاد کشور سالانه میلیاردها دالر رشد می‌کرد. هر سالی که دختران از آموزش بازمی‌مانند، نیروی کار آینده فقیرتر، بی‌مهارت‌تر و کم‌تولیدتر می‌شود.

در نتیجه می‌توان گفت که بهره‌وری و نوآوری کاهش می‌یابد، سطح فقر افزایش می‌یابد و شکاف جنسیتی در بازار کار عمیق‌تر می‌شود.

در کنار آن، هزاران معلم زن نیز با بسته‌شدن مکاتب دخترانه شغل و معاش خود را از دست داده‌اند؛ امری که به کاهش درآمد خانوارها و تضعیف نقش اقتصادی زنان انجامیده است.

پیامدهای اجتماعی و انسانی

محرومیت از آموزش، تنها به معنای دور ماندن از کتاب و قلم نیست؛ بل زنجیره‌ای از آسیب‌های اجتماعی و انسانی را در پی دارد.

دخترانی که از تحصیل بازمانده‌اند، بیش از دیگران در معرض ازدواج‌های زودهنگام، خشونت خانگی، افسردگی و فقر مزمن قرار دارند. در چهار سال گذشته، موارد متعددی از خودکشی، مهاجرت اجباری و ناامیدی عمیق در میان دختران جوان گزارش شده است.

جامعه‌ای که نیمی از جمعیت خود را از آموزش محروم کند در واقع نیمی از ظرفیت انسانی‌اش را از میان می‌برد.

در چهار سال و هفت ماه گذشته، بیش از دو میلیارد روز تحصیلی از زندگی دختران افغانستان حذف شده؛ اما هنوز فرصت برای جبران باقی است.

بازگشایی مکاتب دخترانه نه تنها یک خواست انسانی، بل ضرورتی ملی و اقتصادی است. هیچ کشوری بدون آموزش زنان به پیشرفت، ثبات و توسعه پایدار نرسیده است. تا زمانی که دروازه‌های مکتب بر روی دختران بسته بماند، دروازه‌های توسعه، عدالت و امید نیز بر روی تمام ملت بسته خواهد ماند.

نسیمه کریمی

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا