ترجمه

صداهای منفی پنهان

سفری به‌سوی خودشناسی/ فصل دوم، بخش اول

آیا می‌دانستید که گوش‌های‌تان کلمه‌ها و جملات را به‌راحتی می‌گیرند و به مغزتان می‌فرستند و مغز هم شروع به هضم و تحلیل آن‌ها می‌کند؟

آنچه شما به خود می‌گویید، بخش بزرگی از احساس شما نسبت به خودتان است. هنگامی که فکر می‌کنید که «من یک آدم شکست‌خورده هستم و هرگز قادر به ایجاد روابط دوستانه با کسی نخواهم شد»، در واقع این‌ها همان صداهای خاموش منفی در شما است که به اعتمادبه‌نفس‌تان صدمه وارد می‌کنند.

مغز وقتی به دنبال روزنه‌هایی می‌گردد که نیستند، به‌شدت برای یافتن یک راه تلاش می‌کند. درست در همین هنگام است که ذهن شما از صداهای منفی اشباع می‌شود. این صداها درست چیزهایی را به شما می‌گویند که شما می‌خواهید بشنوید و در نتیجه شما را از رسیدن به ظرفیت‌های کامل وجودی‌تان باز می‌دارند.

وقتی از کارکرد جهان پیرامونی خود می‌ترسید، باورهای‌تان شروع به شکل دادن تفسیر و برداشت‌های شما از حوادث پیرامونی و رفتارتان در قبال آن‌ها می‌کنند. این باورها شاید محدود باشند، اما برای جلوگیری از رسیدن به آرمان‌های زندگی‌تان کافی‌اند.

این قسمت (گام دوم) درباره این صداهای منفی بحث خواهد کرد و راه‌های چیره شدن بر آنها را جستجو می‌کند.

صداهای منفی و باورهای محدودکننده چیست؟

صداهای منفی که به افکار منفی و باورهای محدودکننده هم شناخته می‌شوند، بدترین مدلِ ممکنِ فکر است که فرد از مردم، شرایط، حوادث و رخدادها انتظار دارد. روان‌شناسان به آن «انحراف شناختی» عنوان داده‌اند که در میان نوجوانان بسیار شایع است. این‌ها ادراک‌ها، خواسته‌ها و فرضیه‌های فرد منفی‌نگر درباره خود، دیگران و جهان‌اند که با احساسات و رفتار ناخوشایند و سلامت فیزیولوژیکی مرتبط است.

سبب این صداهای منفی ترس از آینده، اضطراب در زمان حال و شرم‌ساری از گذشته است. قبل از این که در این مورد بحث را شروع کنیم، مهم است بدانیم که این صداهای منفی واقعیت ندارند. صداهایی که در مغزتان همه چیز را بد و منفی جلوه می‌دهند واقعی نیستند. این‌ها چیزهایی هستند که هر کس در یک زمان با آن مواجه می‌شود. به هر صورت آنچه مهم است این است که نگذارید این صداها بلند و بلندتر شوند. در این مورد باید مسوولیت‌هایی را بپذیرید.

برای ریشه‌کن کردن این صداها باید به ریشه‌های وجودی آن‌ها بپردازیم. علت اصلی این صداها ترس از آینده، اضطراب در زمان حاضر و شرمساری از گذشته است.

ترس از آینده

شما جوان و پرانرژی با هورمون‌های در حال تغییر هستید و با دنیای پیرامونی خود از طریق دوستان، مکتب و اعضای خانواده خود آشنا می‌شوید. همه چیز در اطراف‌تان را آنچنان آشفته و بی‌نظم می‌بینید که امکان نفس کشیدن را از شما می‌گیرند. درست همین زمان است که افکار منفی به سراغ‌تان می‌آیند.

به مثال‌های زیر برای ترس از آینده توجه کنید:

فکر کنید شما از یک محل به محل دیگر نقل مکان می‌کنید و نیاز دارید که مکتب‌تان را تغییر بدهید و پیرو آن، دوستان‌تان هم تغییر خواهند کرد. ضرورت تطبیق با محیط تازه و مدل زندگی جدید به‌گونه‌ای یک اولویت برای‌تان خواهد شد، تا این حد که شما در محل جدید زندگی‌تان احساس ناراحتی و تنهایی کنید. امر طبیعی است، اما طبیعی نیست که خود یا مردم محل تازه زندگی‌تان را یک مشکل تلقی کنید.

در حال درس خواندن در لیسه هستید و از نمراتی که به دست آورده‌اید رضایت ندارید. درس خواندن هم همیشه یک مشکل در زندگی‌تان بوده است. بنابراین نگران هستید که به کدام دانشگاه بروید، حتا از این که امکان دارد نتوانید وارد دانشگاه شوید رنج می‌برید. این نگرانی خوب است، اما اگر این نگرانی به دلیل این که همه دوستان‌تان وارد دانشگاه شده‌اند تبدیل به احساس شکست در ذهن‌تان شود، درست و پذیرفتنی نیست.

مثلا پدر و مادرتان می‌آیند و به شما خبر می‌دهند که آن‌ها از هم جدا شده‌اند. این که شما ناراحت شوید و قلب‌تان از شنیدن این خبر بشکند طبیعی و نرمال است، اما اگر خود را عامل و مقصر وضع پیش‌آمده بدانید، نادرست و خطرناک است.

می‌خواهید مکتب‌تان را به دلیل این که در آنجا به شما زورگویی کرده‌اند تغییر دهید، چون در آنجا احساس تنهایی و ترس می‌کنید. در چنین شرایطی شما حق دارید که نسبت به هر کسی که می‌خواهد با شما ارتباط نزدیک داشته باشد شک داشته باشید، اما معنی آن این نیست که شما از کل دنیا ببرید. این وضعیت زمانی پیش می‌آید که شما خود را مقصر رفتار و اعمال بد دیگران دانسته و سرزنش کنید.

شما جوان و معصوم هستید، اما تغییر زندگی را درک کرده‌اید. طبیعی است که دچار افسردگی، ناراحتی و تنهایی شوید، اما سزاوار بیمار شدن در اوان نوجوانی نیستید. وضعیت زمانی بحرانی می‌شود که بیماری را سرنوشت محتوم خود دانسته و بی هیچ تقصیری، خود یا دیگران را ملامت و سرزنش کنید.

مترجم: سید محمدعلی رضوانی
کتاب منبع: Self-Love for Teen Girls

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا