
حمیرا قادری در پاسخ به رضا محمدی: درآمد کتاب کوفی صرف تحصیل فرزندانش شده است
سایهٔ سنگین «پناهگاه قومیت» بر پرسشگری و پاسخگویی
خبری – تحلیلی: طی روزهای اخیر، فضای رسانهای و نخبگانی افغانستان شاهد تقابلی تازه میان چهرههای فرهنگی پیرامون عملکرد و شفافیت مالی سیاستمداران پیشین بود. این جنجال با یادداشت تحسینآمیز رضا محمدی (روزبهان)؛ شاعر و نویسنده، درباره فوزیه کوفی نیز با واکنش تاملبرانگیز حمیرا قادری؛ داستاننویس و نویسنده شناختهشدهٔ اهل افغانستان، نکات مهمی را در مورد نقد ساختاری بیان کرده است.
نقطه عطف این مجادله، اشاره به منبع مالی زندگی فوزیه کوفی؛ نماینده پیشین پارلمان و عضو هیات مذاکرهکنندهٔ صلح است. در حالی که پیش از این، خانم کوفی در پاسخ به منتقدان و ابهامهای موجود دربارهٔ داراییهایش، مدعی شده بود که هزینهٔ خرید منزل شخصیاش را از محل حقالتالیف و فروش جهانی کتابهایش تامین کرده، اما حمیرا قادری روایت متفاوتی را مطرح میکند.
قادری با بازخوانی یک گفتگوی خصوصی در حاشیه یک مراسم، به نقل از کوفی نوشته: «خانم کوفی درآمد کتابش را برای تحصیل دخترش کنار گذاشته بود.» این اظهارات، پرسشهای تازهای را در نزد ناظران ایجاد کرده؛ چرا که تفاوت معناداری میان هزینهٔ «خرید خانه در کابل» و «تحصیل در خارج از کشور» و همچنین دوگانگی در گفتههای فوزیه کوفی وجود دارد و این دوگانگی در روایتها، بار دیگر موضوع شفافیت مالی کنشگران سیاسی را به صدر مباحثات بازگردانده است.
قادری در بخش دیگری از واکنش خود، بهصورت گذرا به نقد صریح رفتار تودهای و برخورد حذفی با منتقدان پرداخته است. وی با بهکارگیری تعبیر «پناهگاه قومیت» خاطرنشان کرده که در فضای فعلی، هرگونه پرسشگری و نقد عملکرد به سرعت زیر لوای تعلقات قومی (تاجیک، پشتون و هزاره) سرکوب میشود. به باور این نویسنده، جامعه افغانستان دچار نوعی «لشکرکشی قومی» در برابر نقد شده است که مانع از سنجش دقیق کارنامه افراد میشود.
دفاع اخلاقی رضا محمدی؛ از موفقیت جهانی تا مبارزه در تبعید
در سوی دیگر این پیوستار، رضا محمدی با نگاهی حمایتی، حملات علیه کوفی را «بیانصافی تاریخی» توصیف کرده است. وی با بازگشت به سال ۲۰۱۲ و موفقیت کتاب کوفی در بریتانیا استدلال کرده که نباید موفقیتهای یک زن مبارز که از لایههای سنتی روستا به سطوح بالای سیاسی رسیده، با برچسبهای خانوادگی و خویشاوندی مخدوش شود.
محمدی معتقد است که حضور بینالمللی کوفی و شبکهسازی وی علیه جریانهای تمامیتخواه، سرمایهای است که نباید به بهای اختلافات داخلی یا نقدهای معیشتی از میان برود. او فروش بالای کتابهای کوفی را حقی قانونی و طبیعی برای یک نویسنده دانسته که میتواند معادلات اقتصادی زندگی فرد را دگرگون کند.
فرجام سخن اینکه، این تقابل قلمی میان دو چهرهٔ مطرح فرهنگی، نشاندهندهٔ لزوم عبور از «تقدیس» یا «تکفیر» مطلق چهرههای سیاسی است. آنچه در میان ادعاهای متناقض دربارهٔ درآمد کتاب و هزینههای زندگی نهفته است، نیاز مبرم جامعه مدنی افغانستان به معیارهای روشن برای «پاسخگویی» است؛ تا جایی که حتا ثمره قلم یک نویسنده-سیاستمدار نیز از تیغ تیز نظارت عمومی مصون نماند.




