گزارش

محقق با «بیرق جمهوری اسلامی هزارستان»؛ عبور از خط سرخ؟

روزنامه راه مدنیت:‌ انتشار تصویری از سوی محمد محقق؛ یکی از چهره‌های سیاسی افغانستان در شبکهٔ اجتماعی «ایکس» وی، بار دیگر بحث‌های حساس دربارهٔ هویت قومی، ساختار قدرت و مرزبندی‌های سیاسی را در فضای عمومی کشور داغ کرده است.

در این تصویر، بیرقی با عنوان «جمهوری اسلامی هزارستان» دیده می‌شود؛ شعاری که به‌صورت بی‌سابقه و صریح از سوی یک رهبر سیاسی مطرح شده و می‌تواند نشانه‌ای از تغییر لحن در بخشی از گفتمان سیاسی افغانستان تلقی شود. این نخستین‌بار است که یکی از رهبران مطرح هزاره، چنین مستقیم به ایده‌ای با بار تجزیه‌گرایانه یا دست‌کم فدرالیستی-هویتی اشاره می‌کند؛ موضوعی که در گذشته بیشتر در حاشیه و در میان برخی جریان‌های غیررسمی مطرح می‌شد.

محقق در توضیح این تصویر، به انتقادهایی که او را به «خاک‌فروشی» و پذیرش مرز دیورند متهم کرده‌اند، واکنش تندی نشان داده است. او با ارجاع به رویدادهای تاریخی قرن نوزدهم، از جمله توافق‌های صورت‌گرفته در زمان شاه شجاع، محمدیعقوب‌خان و عبدالرحمن‌خان استدلال کرده که بخش‌های مهمی از سرزمین افغانستان پیش‌تر در چارچوب تعامل با بریتانیا از دست رفته و اکنون چیزی برای «فروش» باقی نمانده است.

این موضع‌گیری، هرچند در ظاهر پاسخی به یک انتقاد شخصی است، اما در بطن خود چند لایه مهم دارد: نخست، بازخوانی تاریخ سیاسی افغانستان از منظر معامله‌محور و انتقادی؛ دوم، تلاش برای بازتعریف موقعیت کنونی کشور در قبال مرز دیورند؛ و سوم، طرح ضمنی ایده‌هایی دربارهٔ بازآرایی ساختار سیاسی بر مبنای هویت‌های قومی.

با این حال، چنین اظهاراتی می‌تواند پیامدهای پیچیده‌ای داشته باشد. از یک‌سو، ممکن است در میان بخشی از جامعهٔ هزاره به‌عنوان نشانه‌ای از «بیان صریح مطالبات تاریخی» تلقی شود؛ اما از سوی دیگر، خطر تعمیق شکاف‌های قومی و تضعیف گفتمان ملی را نیز در پی دارد؛ به‌ویژه در شرایطی که افغانستان با بحران‌های چندلایه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه است.

تحلیل‌گران بر این باورند که طرح مفاهیمی مانند «هزارستان»، اگرچه ریشه در تاریخ و تجربه‌های تلخ تبعیض دارد، اما ورود آن به ادبیات رسمی رهبران سیاسی می‌تواند معادلات حساس داخلی را تغییر دهد. در کشوری که هنوز بر سر تعریف «ملت» و «دولت» اجماع پایداری شکل نگرفته، چنین گفتمان‌هایی هم می‌تواند به‌عنوان ابزار فشار سیاسی تعبیر شود و هم به‌عنوان نشانه‌ای از واگرایی فزاینده.

در نهایت، آنچه این رویداد را برجسته می‌سازد، نمی‌تواند صرفا یک تصویر یا یک جمله باشد؛ بل نشانه‌هایی از جابه‌جایی در خطوط قرمز گفتار سیاسی افغانستان است؛ جابه‌جایی‌ای که اگر ادامه یابد، ممکن است پیامدهای بلندمدتی برای آینده نظم سیاسی کشور به همراه داشته باشد.
فرشته باختری

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا