تحلیل

راه نجات زنان افغانستان؛ از سکوت تا ساختن راه‌های موازی

سید برهان الطافی؛ نویسنده و استاد دانشگاه

حدود چهار سال و سه‌ماه از بازگشت گروه طالبان در دور دوم می­‌گذرد؛ اما زنان افغانستان هم‌چنان در محاصرهٔ محدودیت‌­ها و تبعیض‌­ها زندگی می‌­کنند. از بسته‌شدن مکاتب و دانشگاه‌ها تا حذف کامل حقوق، آزادی­‌های اساسی و فعالیت در عرصه‌های کار، سیاست، رسانه، تفریح و ورزش بر زنان تحمیل شدند.

این گذشته‌­گرایی سیستماتیک تنها زنان را هدف قرار نداده، بل ریشه‌­های توسعه و پوپایی جامعهٔ افغانستان را خشکانده است، اما در میان این تاریکی، سوال اصلی مطرح می­‌شود که چه راه‌هکارهایی برای نجات زنان افغانستان وجود دارد؟ راهکارهایی که از هیاهو فراتر برود و به اقدام عملی منجر شود؟

در این نوشتار به‌گونه خلاصه، راهکارهای اساسی و ضروری پیشنهاد می­‌شود و اگر این راهکارها به درستی اجرا شوند؛ می‌توانند شعلهٔ خاموش‌شدهٔ امید را در دل میلیون­‌ها زن افغانستان دوباره روش کنند.

دادخواهی هدفمند و مستمر

دادخواهی نخستین گام است، اما اقدام دادخواهانه نباید نمایشی یا فصلی باشد؛ بل دادخواهی زنان افغانستان در چارچوب ساختارهای سازمان‌­یافته، پیوسته و مستند صورت گیرد. اعتراض­‌های خیابانی در کابل، شعارهای محرمانه در صنف مخفی و نامه­‌نگاری­‌های پنهانی همه نشانه­‌های از مقاومت‌اند، اما بدون سازمان‌دهی بین‌­المللی و پیوند با نهادهای حقوق بشری، این صداها در کشور طوفانی افغانستان خاموش خواهند شد. دادخواهی واقعی یعنی ترجمهٔ رنج به زبان سادهٔ سیاست و فشار، نه فقط ریختن اشک و کشیدن آه.

فعالیت رسانه‌­ای؛ تحقیقی و معتبر

یکی از اشتباه‌های رایج درباره وضعیت زنان افغانستان، پرداختن سطحی، احساسی یا جانبدارانه رسانه­‌ها به این موضوع است. آنچه نیاز است، تولید گزارش‌­های تحقیقی، مبتنی بر داده‌­ها و روایت­‌های دقیق از زندگی روزمره زنان در داخل افغانستان است. روایت­‌هایی که فراتر از تیترهای خبری، واقعیت­‌های پیچیده از زندگی، آرزوها، شکست­‌ها و مقاومت­‌های روزمره زنان افغانستان را بازتاب دهند. اگر رسانه­‌ها ابزار دیده‌شدن است، باید آیینه‌ای دقیق و صادق باشند، نه تریبونی شعاری.

مستندسازی زندگی زنان؛ روایت از درون رنج

تاریخ افغانستان از زبان فاتحان نوشته شده ­است؛ اکنون باید صدای مغلوبان هم شنیده شود. مستندسازی زندگی زنان افغانستان در قالب فیلم، عکس، خاطرات و پادکست­‌ها می­‌تواند در بلندمدت هم حافظهٔ جمعی را ثبت کند و هم در سطح بین‌­المللی افکار عمومی را نسبت به واقعیت جاری و موجود در افغانستان حساس و برانگیخته سازد. روایت­‌هایی که از روستاهای غور تا کوچه­‌های بامیان و بلاک­‌های کابل، مزار و هرات و قندهار جاری‌اند، ارزش تاریخی، سیاسی و فرهنگی دارند.

بازپس­‌گیری حقوق زنان از چنگ سودجویان حرفه‌­ای

شوربختانه بخشی از بحران امروز زنان در افغانستان، ناشی از مصادرهٔ صدای زنان کشور توسط گروه کوچکی از چهره‌­های رسانه­‌ای یا فعالانی است که  از نام «حقوق زنان افغان» برای اهداف سیاسی، مالی یا شخصی استفاده می­‌کنند. این مساله به ایجاد بی‌­اعتمادی عمومی و تخریب چهرهٔ واقعی مبارزات زنان در داخل منجر شده ­است. یکی از پیش‌­شرط­‌های هر حرکت نجات‌­بخش، پاک­‌سازی مسیر دادخواهی از این چهره‌­های سودجود، منفعت­‌طلب و بازگرداندن صدای زنان به خودشان است.

انسجام زنان دیاسپورا، پیوندی با داخل افغانستان

زنان افغان ساکن خارج کشور سرمایه‌ه­ای مهم و مغفول‌اند، اما این سرمایه اگر درگیر رقابت‌های درون‌گروهی، اختلاف‌های سیاسی یا فاصله‌­گیری از واقعیت داخلی شود، بی‌­اثر خواهد بود. آنچه امروز نیاز است، انسجام و هم‌صدایی زنان دیاسپورا بر محور اصلی­‌ترین بحران­‌ها، به‌ویژه انسداد دروازه‌­های علم برای دختران داخل کشور است. آن­‌ها باید نقش پل میان دنیای بسته در داخل و دنیای باز در خارج؛ میان سکوت تحمیلی و بلندگوهای جهانی را ایفا کنند.

ایجاد و تقویت آموزش‌­های موازی و آنلاین

یکی از راهکارهای موثر، کم‌­هزینه و کم‌­ریسک، ایجاد نظام­‌های آموزشی غیررسمی، مخفی یا آنلاین است. تجربهٔ دانشگاه‌های آنلاین، صنف­‌های زیرزمینی و آموزش از راه دور، نشان‌دهندهٔ این است که در شرایط سرکوب نیز می­‌توان روزنه‌هایی از نور گشود. پشتیبانی فنی، امنیتی و حقوقی از این ابتکارات می­‌تواند به هزاران دختر نوجوان امکان تحصیل، رشد فکری و حفظ امید را ایجاد کند تا از قافله یادگیری و کسب مهارت‌های زندگی در عصر تکنولوژی عقب نماند.

نتیجه‌­گیری

نجات زنان افغانستان پروژه‌ه­ای یک‌­روزه یا شعاری نیست؛ این راه نیازمند ترکیب عقل و احساس، تاکتیک و اخلاق، درون و بیرون، محلی، ملی و جهانی است. زمانی می­‌توان امیدوار بود که این ملت دوباره برخیزد که زنان آن نه ­فقط در جاده‌ها و خیابان، بل در مکتب، رسانه، روایت، مکتب و دانشگاه نیز حضور داشته باشند.

در کشوری که زنان آن نادیده گرفته شوند، آینده‌­ای نیز نخواهد ماند که دیده شود. اگر همین امروز صداهای پراکنده با هم گره بخورند، شاید فردا پنجره‌ه­ای از امید دوباره گشود شود. در صورت سکوت و رضایت به وضع موجود؛ آینده دختران و زنان افغانستان تاریک خواهد بود.

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا