
دکتور احمدی: مداخلهٔ طالبان در زندگی شخصی زنان، در تاریخ معاصر افغانستان سابقه نداشته است
ظام طالبان به سه دلیل عمده با تهدید جدی روبهروست
با وجود تاکید مقامهای ارشد طالبان مبنی بر آنکه محدود کردن زنان از آموزش و کار به منظور حفظ «مصونیت» آنان صورت میگیرد، شواهد موجود حاکی از آن است که امنیت زنان و دختران در نظام طالبان نهتنها بهبود نیافته، بل به شکل بیسابقهای تضعیف شده است.
دکتور محمد امین احمدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر قانون و نظریههای حقوقی، در یادداشتی تازه در صفحهٔ فیسبوک خود نوشته است که امنیت زنان در نظام طالبان به سه دلیل عمده با تهدید جدی روبهروست.
به باور او، نخستین عامل، صدور فرمانهایی از سوی ادارهٔ «امر به معروف و نهی از منکر» و سایر نهادهای طالبان است که به ماموران این گروه اختیار گستردهای برای کنترول زندگی خصوصی زنان داده است.
دکتور احمدی میگوید چنین سطحی از مداخله در زندگی شخصی زنان، در تاریخ معاصر افغانستان سابقه نداشته و این وضعیت حریم خصوصی و آزادیهای فردی را بهشدت نقض کرده است.
عامل دوم، به گفتهٔ او، شرایط اقتصادی و ساختار قدرت کنونی است که زنان و خانوادههایشان را در موقعیت آسیبپذیر قرار داده است.
او مینویسد که فقر، بیکاری و محدودیتهای شدید اجتماعی، در کنار تمرکز قدرت و ثروت در دست مقامهای طالبان، باعث شده که زنان در برابر خواستهها و نفوذ این افراد بیپناهتر شوند.
به باور احمدی، این ترکیب خطرناک، امکان سوءاستفاده از زنان را افزایش داده و امنیت آنان را بهصورت جدی به خطر انداخته است.
دلیل سوم، بهزعم این نویسنده، شکاف عمیق میان سبک زندگی طالبان و واقعیت اجتماعی جامعهٔ امروز افغانستان است. احمدی تاکید میکند که آموزشهای گذشته، دسترسی به رسانهها و حضور زنان در فضای مجازی، سبک زندگی زنان و دختران را تغییر داده و این تغییرات با نگاه ایدیالوژیک طالبان در تضاد است.
او میگوید که این تضاد به نوعی منازعهٔ اجتماعی میان زنان و نظام حاکم انجامیده؛ منازعهای که اگرچه خاموش است، اما هزینههایی جدی برای زنان داشته و بر امنیت آنان سایه افکنده است.
با آنکه طالبان سیاستهای خود را دینی مینامند، دکتور احمدی در اخلاقیبودن چنین رویکردی تردید دارد. او میپرسد: «آیا دینی که اینگونه بر کنترول و محدودیت زنان متکی است، میتواند دینی باشد که از سوی خدای مهربان و خدای زنان و دختران آمده باشد؟»
این استاد دانشگاه در نهایت تاکید میکند که مصونیت واقعی زنان تنها از مسیر رشد عقلانی، توانمندی اقتصادی، دسترسی به آموزش و حمایت قانونی حاصل میشود، نه از راه محرومسازی و خانهنشینی.
از نظر احمدی، نخستین گام در این مسیر، به رسمیت شناختن شخصیت انسانی و اجتماعی زنان است؛ چیزی که به باور او طالبان در درک آن ناکام ماندهاند.
بررسی سهگانهٔ دکتور احمدی نشان میدهد که ادعای طالبان مبنی بر «صیانت از زنان» نه بر پایه دادههای عینی است و نه در عمل به تامین امنیت انجامیده است. آنچه در واقعیت رخ داده، گسترش شبکهای از کنترول، بیثباتی روانی، افزایش آسیبپذیری اقتصادی و تضعیف حمایتهای اجتماعی برای زنان است. در شرایطی که زنان نه به قانون دسترسی دارند، نه به اشتغال و نه به نهادهای حمایتگر، سخن گفتن از مصونیت بیمعنا و از نظر سیاسی صرفا مصرف داخلی دارد. اگر سیاستی، توان کاهش خشونت، رفع آسیبپذیری و حفظ کرامت انسانی را نداشته باشد، نمیتوان از آن بهعنوان یک راه حل یا ارزش دینی دفاع کرد.
فرشته باختری




