تحلیل

روایت مشکوک جاسوسی و اخراج گسترده

بازی امنیتی با کرامت مهاجران افغان در ایران

در سال‌های پسین به‌ویژه در ماه‌های اخیر، دولت ایران اقدام به اخراج گستردهٔ مهاجران افغان کرده است. هم‌زمان با این اقدام، اتهام‌های جدی و بی‌اساسی مبنی بر جاسوسی گروهی از این مهاجران برای سازمان‌های جاسوسی اسراییل مطرح شده که نه‌تنها فاقد هرگونه مستندات شفاف و قابل استناد است، بل مغایر با اصول منطقی امنیت ملی و معیارهای حقوق بین‌الملل است. این تحلیل با نگاهی حرفه‌ای و مستند به بررسی این اتهام‌ها، شیوه‌های جذب نیرو در سازمان‌های اطلاعاتی معتبر و پیامدهای حقوقی و انسانی چنین اتهاماتی می‌پردازد.

معیارهای استخدام و جذب عوامل اطلاعاتی

سازمان‌های اطلاعاتی حرفه‌ای جهان از جمله موساد، CIA، MI6  و …، برای جذب نیروهای عملیاتی و منابع اطلاعاتی، معیارهای بسیار سخت‌گیرانه‌ای دارند که بر اساس آن افراد هدف انتخاب و آموزش می‌شوند. این معیارها شامل موارد زیر است:

دسترسی به اطلاعات حساس: هدف جاسوسی باید دسترسی مستقیم به مراکز تصمیم‌گیری، اطلاعات طبقه‌بندی شده، برنامه‌های استراتژیک یا افراد کلیدی داشته باشد. مهاجران افغان کارگر که عمدتا در بخش‌های خدماتی و کارگری فعالیت دارند، فاقد چنین دسترسی‌هایی هستند.

مهارت‌های فنی و زبانی: ماموران جاسوسی برای فعالیت موفق نیازمند آموزش زبان، کدگذاری پیام، فناوری‌های مخفی‌سازی اطلاعات و تحمل فشارهای روانی بالا هستند. جمعیت مهاجر افغان که اکثریت آن‌ها با محدودیت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی روبرو هستند، گزینه‌های مطلوب این سازمان‌ها نیستند.

ریسک و هزینه عملیات: عملیات جاسوسی بسیار هزینه‌بر و پرریسک است. سازمان‌های اطلاعاتی برای صرف منابع خود اولویت را به اهداف راهبردی می‌دهند، نه به طبقات اجتماعی آسیب‌پذیر و فاقد قابلیت نفوذ.

بنابراین، از منظر حرفه‌ای و عملیاتی، هیچ توجیه عقلانی و مستند برای انتخاب و استفاده از مهاجران افغان کارگر به عنوان جاسوس وجود ندارد.

بررسی شواهد و نمونه‌های مستند جاسوسی در سطح جهانی

نمونه‌های مشهور جاسوسی که در پرونده‌های علنی آمده است، هم‌چون موارد الی کوهن (Mossad) یا جیسون رضاییان (CIA)، نشان می‌دهد که این افراد دارای ویژگی‌های خاصی بودند:

دسترسی بالا به مراکز حساس سیاسی و نظامی
سال‌ها آموزش تخصصی
و امکان نفوذ به سطوح عالی تصمیم‌گیری.

هیچ کدام از این شاخص‌ها در مورد مهاجران افغان که به‌صورت عمده از طبقه کارگر و کم‌سواد هستند، مصداق ندارد. به علاوه، اسناد منتشرشده و گزارش‌های نهادهای مستقل بین‌المللی تاکنون هیچ مدرک مستدلی مبنی بر جاسوسی گروهی افغان‌ها ارائه نکرده‌اند.

استفاده ابزاری و سرکوب‌گرانه

اتهام‌های جاسوسی در طول تاریخ همواره به ابزاری برای سرکوب اقلیت‌ها و گروه‌های مهاجر تبدیل شده است. در ایران نیز اقلیت‌هایی مانند بهاییان، روشنفکران منتقد و اکنون مهاجران افغان با این شیوه مواجه شده‌اند. این اتهام‌ها بیشتر در راستای اهداف سیاسی داخلی و منطقه‌ای قرار دارد، از جمله:

توجیه فشارهای امنیتی و سیاست‌های اخراج
ایجاد رعب و وحشت در میان اقلیت‌ها و مهاجران
و سلب مشروعیت از جامعه مهاجر افغان در ایران

پیامدهای روانی، اجتماعی و حقوقی

اتهام جاسوسی به کل یک جامعه مهاجر نه‌تنها با بی‌عدالتی و تخلف از اصول حقوقی همراه است، بل تبعات روانی گسترده‌ای دارد:

اضطراب و ترس مزمن در میان افراد و خانواده‌ها
انزوای اجتماعی از طریق قطع ارتباطات مخابراتی و محدودیت‌های قانونی
آسیب به سلامت روانی و افزایش خطر بزه‌کاری و آسیب‌پذیری
و نقض قوانین بین‌المللی مهاجرت و حقوق بشر که ایران خود را متعهد به آن‌ها می‌داند

با توجه به آنچه گفته شد، اتهام جاسوسی علیه مهاجران افغان در ایران فاقد هرگونه توجیه منطقی، امنیتی و حقوقی است. این اتهام‌ها بیشتر بازی سیاسی و سرکوب‌گرانه است تا پاسخ به تهدید واقعی. برای حفظ کرامت انسانی و رعایت حقوق بشر، توصیه می‌شود:

دولت ایران اتهام‌ها را به‌صورت شفاف و مبتنی بر مدارک ارائه کند؛
نهادهای بین‌المللی حقوق بشر و مهاجرت به این موضوع ورود کرده و از حقوق مهاجران حمایت نمایند؛
سازمان‌های مدافع حقوق بشر امکان دسترسی آزادانه به مهاجران را فراهم کنند؛
و در نهایت خدمات روان‌شناختی و حقوقی برای آسیب‌دیدگان فراهم شود.

به‌قلم مهرناز آیینی

استفاده‌شده از منابع زیر:

Andrew, Christopher. The Secret World: A History of Intelligence. Yale University Press, 2018.

Johnson, Loch K. Spy Watching: Intelligence Accountability in the United States. University of Texas Press, 2007.

Amnesty International, 2020. “Espionage Charges and Minority Rights in Iran.”

International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR), United Nations, 1966.

RAND Corporation. Intelligence Operations and Recruitment, 2019.

نوشته‌های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا