تحلیل

نخبگان را بردند، کارگران را راندند

تحلیلی بر سیاست‌های مهاجرتی کشورهای غربی و جمهوری اسلامی ایران در قبال مهاجران افغانستان

نویسنده: حمیده میرزاد
سیاست مهاجرتی کشورهای غربی: جذب نخبگان، فرصتی در لباس همدلی

پس از سقوط دولت جمهوری افغانستان در سال ۲۰۲۱ و تسلط طالبان، موج گسترده‌ای از مهاجرت شکل گرفت. کشورهای غربی در واکنش به این شرایط، برنامه‌های گسترده‌ای را برای انتقال نخبگان و فعالان افغان اجرا کردند. این سیاست به‌ظاهر همدلانه و حمایت‌گرانه بود، اما در عمل اهداف متعددی را دنبال می‌کرد. نخست اینکه این کشورها توانستند با جذب نخبگان افغان، کمبود نیروی متخصص در حوزه‌هایی مانند سلامت، فناوری و آموزش را جبران کنند؛ به‌عنوان مثال، آلمان در سال ۲۰۲۲ با کمبود جدی در کادر درمانی خود مواجه بود و حضور مهاجران افغان تا حدی این خلا را پر کرد.

علاوه بر اهداف اقتصادی و امنیتی، کشورهای غربی با این سیاست توانستند چهره‌ای بشردوستانه و دلسوزانه از خود ارائه دهند که نقش مهمی در بهبود تصویر آنها در رسانه‌ها و افکار عمومی داخلی و جهانی داشت. تصاویر و گزارش‌هایی که از هواپیماهای حامل مهاجران افغان در پایگاه “رامشتاین” آلمان منتشر می‌شد، به نمادی قدرتمند از همدلی و حمایت غرب از مردم افغانستان تبدیل گردید و باعث شد این کشورها در نظر افکار عمومی به عنوان ناجیان انسانی معرفی شوند. این نوع نمایش‌ها همچنین به کاهش فشارهای سیاسی و انتقادهای داخلی و بین‌المللی کمک کرد که پس از خروج ناگهانی و کم‌برنامه نیروهای غربی از افغانستان شکل گرفته بود. به‌ویژه احزاب و رسانه‌هایی که عملکرد دولت‌ها را زیر سوال می‌بردند، با این اقدام نوعی توجیه و پوشش یافتن شکست سیاست‌های خارجی را شاهد بودند.

اما این تصویر موفق در رسانه‌ها، پشت پرده‌ای تاریک داشت. خروج گسترده نخبگان و کارشناسان افغان به‌طور جدی ساختارهای فکری و مدنی افغانستان را تضعیف کرد. این نخبگان، شامل استادان دانشگاه، پزشکان، فعالان مدنی و متخصصان فنی بودند که می‌توانستند موتور محرکه بازسازی و توسعه کشور باشند. به‌طوری که بنا بر گزارش دانشگاه کابل، بیش از ۶۰درصد اعضای هیات علمی این دانشگاه در سال۲۰۲۳ کشور را ترک کرده‌اند. این خروج جمعی باعث شد ظرفیت‌های فکری، آموزشی و مدیریتی افغانستان به شدت آسیب ببیند و روند بازسازی پس از سال‌ها جنگ و بحران را با موانع جدی مواجه سازد. در نهایت، این سیاست غربی‌ها نه تنها به نفع کشورهای مهاجرپذیر بود، بل اثرهای منفی بلندمدتی بر آینده فکری و اجتماعی افغانستان بر جای گذاشت که پیامدهای آن هنوز به طور کامل آشکار نشده است.

سیاست مهاجرتی جمهوری اسلامی ایران: اخراج گزینشی کارگران، ماندن نخبگان
جمهوری اسلامی ایران رویکردی کاملا متفاوت و گزینشی در قبال مهاجران افغان اتخاذ کرده است. فشارهای امنیتی و اقتصادی به‌ویژه علیه افرادی که مدارک قانونی ندارند، افزایش یافته و موج گسترده‌ای از اخراج‌ها شکل گرفته است. این سیاست اخراج عمدتا کارگران روزمزد، اقشار کم‌درآمد و کم‌سواد را هدف قرار داده، در حالی که نخبگان علمی، حرفه‌ای و سرمایه‌گذاران اقتصادی هم‌چنان امکان ماندن و فعالیت را در ایران دارند.

شرایط مهاجران افغان در ایران به ویژه پس از جنگ ایران و اسراییل، وارد فاز پیچیده و دشواری شد. تشدید تنش‌های منطقه‌ای و تحول‌های سیاسی، سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تری علیه مهاجران به همراه داشت. این افراد اغلب در شرایط اقتصادی ناگواری به سر می‌برند، دسترسی‌شان به خدمات بهداشتی، آموزشی و حقوقی محدود است و همواره در معرض تهدید اخراج‌های ناگهانی قرار دارند. بسیاری از آنان در حاشیهٔ شهرها و مناطق محروم زندگی می‌کنند و با تبعیض، فقر و محرومیت روبرو هستند؛ شرایطی که تاثیرهای منفی عمیقی بر سلامت جسمی و روانی آنها و خانواده‌هایشان می‌گذارد.

این سیاست‌ها بر اساس چند منطق کلیدی طراحی شده‌اند: نخست، استفاده هدفمند از نیروی نخبه برای جبران کمبودهای تخصصی در کشور؛ برای مثال پزشکان مهاجر افغان در ولایت/استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان در حال فعالیت هستند و به تامین نیازهای پزشکی منطقه کمک می‌کنند. دوم، بهره‌برداری اقتصادی و مالیاتی از مهاجران باسواد که می‌توانند به اقتصاد ایران کمک کنند. سوم، اخراج گروه‌های بی‌قدرت و فاقد مدرک که باعث کاهش فشار خدمات اجتماعی و اقتصادی بر دولت می‌شود.

بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر، در سال۲۰۲۳ روزانه حدود ۲۵۰۰ مهاجر افغان از ایران اخراج شده‌اند که بخش اعظم آنان از طبقات کارگری و کم‌درآمد بوده‌اند. در نهایت، این سیاست‌ها به جمهوری اسلامی این امکان را می‌دهند که ضمن حفظ ظاهر کنترول و اقتدار در داخل، از تحمیل هزینه‌های اقتصادی زیاد جلوگیری کند. از سوی دیگر، وزارت داخله/کشور ایران در همان سال اعلام کرد که برای سرمایه‌گذاران افغان اقامت‌های پنج‌ساله صادر می‌کند که نشان‌دهندهٔ اولویت قرار دادن منافع اقتصادی بر ملاحظات انسانی است.

دو سیاست متضاد، سرنوشت تضعیف افغانستان
ترکیب سیاست جذب نخبگان توسط کشورهای غربی و اخراج گزینشی کارگران توسط ایران، به‌گونه‌ای عمل کرده که افغانستان را هم از نیروی فکری و هم از نیروی کار ضروری برای بازسازی محروم ساخته است. نخبگان تحصیل‌کرده که می‌توانستند نقشی اساسی در بهبود وضعیت کشور ایفا کنند، اکنون در کشورهای میزبان مستقر شده‌اند و بازار کار منطقه‌ای نیز پذیرای کارگران کم‌سواد نیست.

بسیاری از بازگشت‌کنندگان به شهرهایی مانند هرات و مزار شریف در شرایطی دشوار بدون مسکن و اشتغال زندگی می‌کنند. بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت در سال ۲۰۲۳، بیش از ۷۰درصد این بازگشت‌کنندگان با ناامنی غذایی و بی‌ثباتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این روند نه‌تنها بازسازی افغانستان را به تاخیر می‌اندازد، بل می‌تواند زمینه‌ساز گسترش فقر، ناامیدی و در نهایت افزایش افراط‌گرایی شود.

با توجه به چالش‌های عمیق و گسترده‌ای که مهاجرت نخبگان و اخراج گزینشی کارگران ایجاد کرده است، ضرورت بازنگری بنیادین در سیاست‌های مهاجرتی منطقه‌ای و جهانی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. سیاست‌های فعلی که عمدتا بر منافع کوتاه‌مدت کشورها متمرکز شده‌اند، نه تنها بحران‌های انسانی را تشدید می‌کنند؛ بل زمینه‌ساز نابرابری، بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی در سطح منطقه‌ای می‌گردند. بنابراین، توزیع عادلانه‌تر بار مهاجرت در سطح منطقه‌ای، به گونه‌ای که کشورها به صورت مشترک مسوولیت پذیرش، اسکان و حمایت از مهاجران را بر عهده بگیرند، می‌تواند فشارهای یک‌جانبه را کاهش دهد و عدالت بیشتری را در برخورد با این پدیده پیچیده به وجود آورد.

هم‌چنین، سرمایه‌گذاری جدی در زمینه بازگرداندن امن و داوطلبانه نخبگان به کشورهای مبدا، به ویژه در شرایطی که امنیت و فرصت‌های شغلی مناسب فراهم شده باشد، از اهمیت بالایی برخوردار است. بازگشت این گروه‌ها می‌تواند محور اصلی بازسازی و توسعه پایدار در کشورهایی مانند افغانستان باشد و روند از دست رفتن سرمایه‌های انسانی را جبران کند.

از سوی دیگر، توقف اخراج‌های گزینشی که اغلب مهاجران آسیب‌پذیر را هدف قرار می‌دهد و توجه جدی به کرامت انسانی در طراحی سیاست‌های مهاجرتی، می‌تواند به بهبود شرایط زندگی میلیون‌ها مهاجر کمک کند و مانع از فروپاشی اجتماعی و افزایش آسیب‌پذیری آنان شود. استفادهٔ هوشمندانه از ظرفیت‌های مهاجران نه صرفا به عنوان نیروی کار، بل به عنوان عامل تحول اجتماعی و فرهنگی، می‌تواند باعث شکل‌گیری جوامع پویا و مقاوم‌تر شود که هم در کشور میزبان و هم در کشور مبدا تاثیرگذار باشند.

در نهایت، امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که نگاه به مهاجران به عنوان بار اقتصادی یا تهدید امنیتی تغییر کند و آنها به عنوان سرمایه انسانی ارزشمند با حقوق برابر زندگی، رشد و مشارکت در ساختن آینده‌ای بهتر شناخته شوند. این تغییر نگرش می‌تواند پایه‌گذار سیاست‌هایی منصفانه‌تر، انسانی‌تر و پایدارتر باشد که در آن مهاجران نه قربانیان، بل بازیگران اصلی توسعه و صلح به شمار روند.

منابع:

UNHCR Reports on Afghan Refugees, 2021–2023

Migration Policy Institute – Afghan Migration Profiles

وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران، آمار مهاجران

(Human Rights Watch) درباره مهاجران افغان در ایران

BBC, DW, Al Jazeera درباره تخلیه نخبگان افغان

IOM Afghanistan Returnee Reports, 2023

Bundesagentur für Arbeit – Fachkräftemangel in Deutschland, 2022

وزارت علوم افغانستان، آمار دانشگاه‌ها و اساتید، ۲۰۲۳

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا