
دست بر سینه در استقبال از یک زن خارجی؛ تناقضهای آشکار «امارت اسلامی»
تصویری که بیشتر از همه دستبهدست شد، لحظهای بود که مقام بلندپایه طالبان با دست بر سینه در برابر مریم بنت علی المسند ایستاده بود. این صحنه در ظاهر یک تشریفات دیپلماتیک عادی است، اما در کشوری که زنان داخلی حتا از رفتن به پارک و ورزش محروماند، معنایی دیگر پیدا میکند.
حضور یک زن بلندپایه از قطر در کابل، در حالیکه زنان افغانستان از صحنهٔ عمومی کنار زده شدهاند، به موضوع داغ شبکههای اجتماعی میان کاربران اهل افغانستان بدل شد.
مریم بنت علی المسند، وزیر دولت قطر در امور همکاریهای بینالمللی، برای رساندن کمکهای بشردوستانه به آسیبدیدگان زلزله اخیر به کابل آمد. او حامل پیام همدردی و چهار هواپیمای کمکهای صحی و غذایی بود، اما آنچه بیشتر از همه دیده شد، خود او بود: زنی از یک کشور مسلمان که در رشتهٔ روابط بینالملل/ دیپلماسی دکترا دارد و آزادانه در جایگاه رسمی ایستاد و سخن گفت.
برای بسیاری از افغانها، این تصویر با واقعیت زندگی زنان داخل کشور فاصلهای عمیق دارد. اکثر کاربران در شبکههای اجتماعی نوشتند که «زن افغان نمیتواند از خانه بیرون شود، اما زن خارجی چه بهعنوان یک مقام بلندپایهٔ خارجی و چه بهعنوان یک گردشگر با طرز فکرهای مختلف در کابل احترام میشوند و راحت و آزاد گشتوگذار میکنند.» این مقایسه، ناخواسته همهٔ نگاهها را از محمولهٔ کمکها به پرسش اساسیتری برد: چرا حقوقی که برای یک زن مسلمان در بیرون پذیرفته شده، در داخل کشور انکار میشود؟
«جمهوری» در میدان هوایی کابل
مریم المسند هنگام صحبت در میدان هوایی کابل، از عبارت «جمهوری اسلامی افغانستان» استفاده کرد. این واژه برای طالبان خوشایند نیست؛ زیرا آنان از زمان بازگشت به قدرت نام «امارت اسلامی» را جایگزین کردهاند. همین انتخاب زبانی کوتاه، موجی از واکنشها را برانگیخت.
برخی این سخن را یک لغزش دیپلماتیک دانستند، اما عدهای باور دارند که قطر بهعمد از نام رسمی پذیرفتهشده در سازمان ملل استفاده کرد. در هر دو صورت، شنیدن دوبارهٔ کلمه «جمهوری» در قلب کابل، برای بخشی از جامعه یادآور دورانی شد که با همه کاستیهایش، دستکم زنان در آن میتوانستند درس بخوانند و کار کنند.
احترام به زن خارجی، محدودیت برای زن داخلی
تصویری که بیشتر از همه دستبهدست شد، لحظهای بود که مقام بلندپایه طالبان با دست بر سینه در برابر مریم بنت علی المسند ایستاده بود. این صحنه در ظاهر یک تشریفات دیپلماتیک عادی است، اما در کشوری که زنان داخلی حتا از رفتن به پارک و ورزش محروماند، معنایی دیگر پیدا میکند.
گلچهره نعیم؛ فعال حقوق زنان در صفحهٔ فیسبوکاش نوشته: «زن قطری با ثروت و قدرتاش، تروریستترین مردان زنستیز جهان را وادار به تعظیم کرده، اما دختران افغانستان با شجاعت و ایستادگیشان، هنوز در زندانها و خانههای بسته طالبان حتا حق تنفس آزاد ندارند.»
کاربر دیگر هم نوشته: «طالبان در برابر زن خارجی سر تعظیم فرود میآورند، اما دختران افغان پشت دروازه مکتب میمانند.» چنین واکنشهایی نشان میدهد که سفر یک مقام زن خارجی چگونه میتواند به آیینهای بدل شود برای دیدن تناقضهای روزمره در سیاست گروهی که ادعای حاکمیت دارند.
فراتر از کمکهای بشردوستانه
خلاصهٔ سخن اینکه، قطر کوشیده است با اعزام کمکهای بشردوستانه و برپایی شفاخانههای سیار، بخشی از رنج زلزلهزدگان اخیر کشور را کاهش دهد، اما در فضای عمومی افغانستان، سفر دکتر المسند تنها به انتقال دوا و خیمه خلاصه نشد. برای بسیاری، این سفر تصویری تازه و شاید ناخواسته از وضعیت زنان در افغانستان ترسیم کرد: جایی که دروازههای رسمی بر روی زن خارجی باز میشود، اما همان دروازهها بر روی زنان افغان همچنان بسته است.
فرشته باختری




