
خوددوستی «ویژه نوجوانان دختر»
سخن مترجم: خوانندگان گرامی! کتابی که هماکنون در دست دارید، حاصل کار گروهی از متخصصان سلامت روان به نام Mentor Bucket است. این گروه سالهاست که در زمینههای مختلف روانی و عاطفی، بهویژه نوجوانان دختر و پسر پژوهشهایی را انجام میدهد. Mentor Bucket یک گروه آنلاین است که در سراسر جهان عضو دارد و تاکنون در کشورهای مختلف جهان از هند تا آمریکا، کتابهایی را چاپ و در اختیار خوانندگان و علاقهمندان موضوعات مربوط به سلامت روان قرار داده است.
در کتاب حاضر که درباره نوسانات عاطفی و روانی نوجوانان دختر از سن ۱۲ تا ۱۸ سال است، بررسی نسبتا جامعی درباره دوره نوجوانی صورت گرفته و راهکارهای عملی و آسان برای مقابله با چالشهای این دوره از زندگی ارایه شده است. تمرکز نویسندگان بر روشهای عملی و ساده و بیان مطالب به زبان نوجوانان، کتاب حاضر را به یک راهنمای کاربردی، موثر و مفید تبدیل کرده است؛ هم زبان کتاب برای نوجوانان قابلفهم است و هم برنامههای ارایهشده اجرایی و عملیاتیاند.
با توجه به اهمیت دوره نوجوانی برای شکلدادن آینده فرد، چاپ و نشر چنین کتابهایی کمک بزرگی برای عبور موفقیتآمیز نوجوانان از این مرحله حساس زندگی میکند.
بیتردید در این زمینه کتابهای زیادی به زبان فارسی نگاشته و به بازار عرضه شدهاند؛ اما جای کتابهایی با ویژگیهای این اثر تا حدودی خالی است. امید که ترجمه و چاپ این کتاب بتواند به برطرفکردن این کمبود کمک کند.
سید محمدعلی رضوانی؛ روزنامهنگار و مترجم
خوددوستی «ویژه نوجوانان دختر»
قسمت اول
سلام، لحظاتی خود را در آیینه ببینید و بگویید که دوستت دارم. همانگونه که هستید دوستت دارم. بلی، شما باید بارها و با صدای بلند آن را تکرار کنید؛ زیرا فارغ از اینکه خود را چگونه میبینید، ارزش دوستداشتن را دارید و نیازمند آن هستید؛ آن هم فقط به خاطر خود.
سالها پیش آرزو داشتم که چنین جملهای را به خودم بگویم، اما قادر به بیان جملهای نزدیک به آن هم نشدم؛ زیرا هرگز خودم را دوست نداشتم و به همین دلیل چیزی که مبین دوستی و محبت نسبت به خودم باشد را بیان نکردم. حالا که به عقب نگاه میکنم، میبینم راه طولانی برای رسیدن به عشق بیحد و مرز به خودم پیمودم. میتوانستم جمله محبتآمیز به خودم بگویم، اما بدون اینکه فکر کنم از بیان آن هراس داشتم؛ اما حالا نهتنها به خود اظهار محبت میکنم، بل به آن باور و اعتقاد دارم.
من نیامدهام اینجا به شما بگویم سفر دستیابی به «خوددوستی» آسان است؛ زیرا اگر چنین بگویم دروغ گفتهام. اما با وجود دشواریها، دسترسی به آن غیرممکن نیست. این کتاب به شما قول میدهد که در تمام مراحل رسیدن به آن، راهنمایتان باشد.
بهعنوان یک نوجوان، در میان بازیهای سریع زندگی بهآسانی احساس گمشدن میکنید؛ بهویژه در دوران لیسه و سالهای سوم و چهارم، وقتی همهچیز بهسرعت اتفاق میافتد. در تمام این مراحل فکر میکنید همهچیز بهصورت همزمان به طرف شما پرتاب شده باشد؛ همانند برفکوچی که نمیدانی از کجا آمد. وقتی زمان دانشگاه و دشواریها و آزمونهای آن را به خاطر میآورید، ذهنتان به فوران میافتد. سختترین دوران برای من سال سوم و چهارم لیسه بود. به یاد میآورم که پیش از آن فرد سالم و باانرژی بودم. غذای سالم میخوردم و در کل شاد و خوشحال بودم و همه مرا شخص باانرژی و مثبت میشناختند؛ اما زمانی زندگی من به بیانگیزگی و کابوس رفت که دوره سال سوم لیسه را تجربه کردم.
نمیفهمیدم چرا، اما هر روز وحشتناکتر از روز قبل و حالم بدتر از روز پیش بود. غمگینیهای ممتد سبب شد که از خودم نفرت داشته باشم و از انجام کارهایی که قبلا دوست داشتم انجام بدهم، بدم بیاید. از دیگران دوری کرده و چیزی در خود برای دوستداشتن نمیدیدم. این وضعیت تمام عرصههای زندگی مرا تحت تاثیر قرار داده بود. بهترین کار را پنهانکردن وضعیت روحی و روانی خود از خانواده و دوستانم میدیدم، اما در انجام آن نیز موفق نبودم؛ زیرا آنها از رفتارم به وخامت روحی و روانی من پی برده بودند و میدانستند که مدتی است دیگر آن فرد شاد و خندان سابق نیستم. بهتدریج کلاسها را ترک گفته و بیش از حد معمول غذا میخوردم؛ زیرا هروقت احساس استرس و فشار میکردم به خوردن غذا پناه میبردم.
فکر میکردم آدم شکستخورده در مکتب و باخته در عرصه زندگی هستم و حتما مشکلی در من وجود دارد که کسی حاضر به تعامل با من نیست. این فرضیههای منفی آنچنان به اعتمادبهنفسم آسیب زد که هیچ چیز مثبتی در خود نمییافتم. به نظر میرسید که تمام افراد اطرافم شاد و خوشحالاند اما من غمگینتر از آن هستم که بتوانم با آنها ارتباط برقرار کنم.
حالا که از آن دوره عبور کردهام، میدانم که آن صداها در مغزم نقش مهمی در چگونگی گذراندن دوره نوجوانیام داشتند. بعضی وقتها خاستگاه این صداها حرفهای نادرست، خشن و نامربوط دیگران و یا شرایطی است که با آن مواجه میشوید؛ اما میتوانید این صداها را تغییر داده و بیاموزید که بهگونهای بهتر درباره خود فکر کنید.
شاید بخواهید احساس اعتمادبهنفس داشته باشید. امیدوارید که بهعنوان یک نوجوان، خود را در بالاترین سطح اعتمادبهنفس ببینید و دارای افکار و اندیشههای مثبت باشید که هر غیرممکن را ممکن کند و زندگیتان را بهگونهای تنظیم کند که دوست دارید و رسیدن به اهدافتان را دستیافتنی.
با گذشت زمان، به نظر میرسد که آرزوهایتان دستنیافتنیتر و غیرممکنتر میشوند و این شما را نگران میکند. حقیقت این است که دوران نوجوانی مملو از تغییرات ژرف و عمیق است. نوعی فهم و درک است که مغز شما بهعنوان یک نوجوان آن را تجربه میکند. همین مساله سبب میشود که احساس سردرگمی، غرقشدن و خستگی کنید. در حالی که در تلاش برای تثبیت جایگاه خود در این جهان هستید، با چالشهایی درباره خود و باورهای خود مواجه میشوید.
در نتیجه، تصمیم میگیرید از شرایطی که احتمال شکست و یا اتخاذ تصمیم نادرست که منجر به شرمندگی بزرگ برایتان شود، دوری کنید. معمولا این شرایط در مکتب، روابط با دوستان و یا انجام کار نو به وجود میآیند. اما پرسش این است که تا چه وقت قادر به فرار از چیزهایی خواهید شد که جزو ضرورتهای زندگیتان هستند؟
وقتی این مسايل به امری نگرانکننده و اجتنابناپذیر تبدیل شدند، به مشکلات جدیتر و حادتری مثل بیانگیزگی، عدم توانایی دوستیابی، تصور ضعیف و ناقص از خود، فعالیتهای زودهنگام جنسی، استفاده از دوا و الکل و حالتهای روانی منفی مثل عصبانیت، غمگینی، اضطراب و احساس شرمندگی منتهی میشوند.
خوشبختانه شما در حال خواندن کتابی هستید که بهعنوان راهنمای کوچک شما برای عشقورزیدن به خود عمل میکند. یقین داشته باشید که زندگی از اینجا به بعد، «بعد از خواندن این کتاب» بهتر میشود.
همیشه هستند کسانی که زیباتر، هشیارتر، سرمایهدارتر و خوششانستر از شما هستند. لیست تفاوت میان شما و دیگران به آنچه شمرده شد محدود نیست. میتوانید تعداد بیشماری از آنچه دیگران دارند و شما ندارید را بیاورید، اما اینها واقعیتهای زندگیاند. انسانها هم در ساختار وجودی و هم در تجارب، منحصر بهفرد هستند. پس نباید بیش از حد خود را سرزنش کنید. اینکه خیلی چیزها در اختیار شما نیست و کمبودهای زیادی در زندگی دارید به این معنی نیست که شما انسان کمتری هستید.
به نظر من عشق به خود باید بهعنوان هدف در زندگیتان باشد؛ زیرا دوستداشتن به شما جوهرهای میبخشد که از درون میجوشد و با درخشندگی خود شما را از بقیه متفاوت و متمایز میکند. وقتی به خوددوستی نامحدود رسیدید، متوجه میشوید که هیچ انسانی مثل هم نیست. هر انسانی ویژگی و شخصیت خود را دارد و همین انسانها را دوستداشتنی میکند.
عشقورزی برای نوجوانان اهمیت ویژه دارد؛ زیرا به آنها اجازه میدهد مسايل را بهگونهای متفاوت از دیگران ببینند و اعتمادبهنفس داشته باشند؛ اعتمادبهنفسی که سبب میشود آنچه را میخواهند انجام بدهند و چیزهای تازه را امتحان کنند، مشکلات را حل کنند و ریسکهای سالم را بپذیرند و با رشد بیشتر، برای آینده مثبت و زندگی مورد علاقه خود آماده شوند.
آرزو داشتم من هم اطلاعات مفیدی که شما هماکنون در دست دارید میداشتم تا برای رسیدن به «خود عشقورزی» و رسیدن به جایی که امروز ایستادهام، راههای دشوار و پرپیچوخم را نمیرفتم؛ اما خوشبختانه شما اکنون کتاب تغییر زندگی را در دست دارید که بهسرعت و بدون اتلاف وقت ذهنتان را آماده کرده و اعتمادبهنفس در شما ایجاد میکند تا زندگی که دوست دارید را بسازید.
افراد دخیل در زندگی شما بر چگونگی احساستان نسبت به خود تاثیر دارند. هنگامی که شما بر روی مسايل خوب تمرکز میکنید، احساس خوب هم خواهید داشت و اگر در زمانی که اشتباهی را مرتکب میشوید، بردبار و شکیبا باشید، میآموزید که چگونه خود را بپذیرید و با دوستانی که مدتهای طولانی در ارتباط بودهاید، احساس دلبستگی پیدا خواهید کرد.
اما برعکس اگر بزرگسالان بهجای تشویق، شما را سرزنش کنند، برای شما دشوار خواهد بود که نکته مثبت و خوب در خود بیابید. اذیت و آزار که بهوسیله همسالان، زورگویان، قلدران و کلمات زشت و ویرانکننده پدران و مادران بر شما تحمیل میشود، اثر آنها برای مدت طولانی باقی میماند و به اعتمادبهنفس شما صدمات جبرانناپذیر وارد میکند و بخش جداییناپذیر زندگی شما میشود. اما به هر روی، زندگی لازم نیست اینگونه ادامه یابد؛ زیرا شما میتوانید با دوستداشتن خود، زندگیتان را تغییر بدهید، فارغ از اینکه دیگران درباره شما چه فکر میکنند.
بعد از خواندن این کتاب، رفتارهای مثبتتری مثل امتحان چیزهای تازه، آموختن از شکستها، استقلال عمل، رفتار بالغانه، کمککردن به دیگران، افتخار به دستاوردها، انجام کارهای مورد علاقه، کنترل موثر بر خود، ساکتکردن آنهایی که جلو رسیدن به اهدافتان را میگرفتند و رفتار مسوولانه در قبال سرخوردگیها و ناراحتیها خواهید داشت.
این کتاب کمک خواهد کرد که در مرکز جهان خود قرار بگیرید. شما به نه گام متمایز دست خواهید یافت که در پیمودن سفر به سوی «خوددوستی» به آنها احتیاج دارید. این مراحل باور و افکار شما نسبت به خود را تغییر میدهد و به این باور میرسید که شما ارزش ذاتی دارید و سزاوار دوستداشتن با همین ویژگیها هستید. استراتژیهایی برای کشف خود را خواهید یافت که موجب خاموششدن صداهایی میشود که تمرکز شما نسبت به خود را به هم میزدند.
با رشد خوددوستی، میتوانید قدرت درونی خود برای آموختن بیشتر از شکستها را تقویت کنید، رفتاری بهتر داشته باشید و با عشق کامل به خود، زندگی رویاییتان را به تجربه بنشانید و کنترل بیشتری بر افکار و زندگی خود داشته باشید.
به خاطر داشته باشید که تنها مانع رسیدن به زندگی بهتر، خودت هستی. بنابراین تنها خودت میتوانی مسوولیت تغییر آن را بپذیری. آیا برای کشف تغییر در نگرشها، ایجاد اعتمادبهنفس و «خود عشقورزی» کامل و واقعی آماده هستید؟ پس شروع کنیم.
ادامه دارد

