
حالا که فهمیدید هویت چیست باید این را هم فهمید که بحران هویت چیست؟ بحران هویت در واقع مرحلهٔ پیشرفتهتری است که احساس شما را درگیر پرسشهایی دربارهٔ خود و جایگاهتان میکند. این زمانی اتفاق میافتد که تغییر عمده در وجودتان سبب ارزیابی مجدد شما از خود شده و منجر به پرسش «من کی هستم» میشود.
اریک اریکسون؛ کارشناس ارشد روانشناسی با تحقیق خود ما را به مفهوم بحران هویت آشنا کرد. او باور دارد که شکلگیری هویت یکی از بزرگترین چالشهایی است که بیشتر مردم در زندگی با آن مواجه میشوند.
بهنظر اریکسون، رشد احساس هویت در دوران نوجوانی بسیار مهم است. هرچند این تکامل منحصر به دوران نوجوانی نیست؛هویت ما در مواجهه با چالشهای جدید و دستیابی به تجربههای نو، همواره در حال تغییر است. بنابراین ممکن است بحران هویت را در هر دوره از زندگی از کودکی و نوجوانی تا بزرگسالی تجربه کنیم.
اریکسون توضیح میدهد که بحران هویت تحلیل فشرده و کشف راههای متفاوت نگاه به خود است. همانگونه که گفتم هویت شما با ارتباطات، تجربهها، خاطرات، باورها و ارزشهایتان تعریف میشود. مجموع چیزهای که حس «خود»بودن را بهشما میدهند. این سبب میشود شما تصویر نسبتا پایداری از خود داشته و حتا بخشهای دیگری در خود را تقویت و انکشاف دهید. فهم درست شما از هویت شامل پاسخ دادن به پرسشهای زیر است:
ـ علایق من چیست؟
ـ باورهای من چیست؟
ـ ارزشهای مورد نظر من کدامها هستند؟
ـ هدفم در زندگی چیست؟
ـ نقشم در خانواده و جامعه چیست؟
ـ معطوف به سن، رابطه و شغل من کی هستم؟
من کی هستم؟ پرسشی است که هر نوجوان بسته به شخصیت و نوع تربیت در خفا و گاهی علنی از خود میپرسد. طرح این سوال برای اولین بار، بهمعنای درک شما از اهمیت برخورداری از هویت است.
نوجوانی دورهیای است که ما تغییرات ژرف را تجربه میکنیم. تغییرات فیزیکی، فیزیولوژیکی، روانی، معنوی، روانیــاجتماعی و …. این یک دوره زمانی انتقال از سنی به سن دیگر است که سخت و دشوار مینماید و بههمین دلیل، نوجوان مساعد رفتن به سوی بحران هویت در این مرحلهٔ سنی است .
نوجوانی سالهایی است که شما بهسوی تغییرات و استرسهای بزرگ کشانیده میشوید و بدین جهت سوالهای بالا بهصورت ناگهانی در مغز و ذهنتان هجوم میآورند. طرح این پرسشها سبب بیانگیزگی و گاهی وضعیت وحشتناک و دردآور میشود. این درحالی است که ذاتا علاقهمند هستید بدانید که «کی هستید» و برای کشف هویت و چگونگی ساختار آن وقت و انرژی زیاد را به مصرف میرسانید .
شما میتوانید از تفکر انتزاعی برای تجسم افکار دیگران در مورد خود زمان بهره ببرید که دچار تغییرات خاص میشوید. مثل اینکه از دید آنها چگونه به نظر میآیید. بر اساس نظریه اریکسون، روند شکلگیری هویت تا حد زیادی معرفتی و اجتماعی است.
نوجوانان به گونهٔ مستمر قبل از گرفتن هر تصمیم و انجام هر کار، در حال الگوگیری از محیط زندگی و افرادی هستند که در اطراف آنها زندگی میکنند. دیدگاهها و عکسالعمل خانواده، دوستان و از همه مهمتر همسنوسالان و همبازیها، نقش حیاتی و تعیینکننده در شکلگیری و ساختار احساستان نسبت به اینکه «کی هستید» دارد. این روند در سالهای نوجوانی شدید است، اما بهمرور زمان از شدت آن کاسته شده ولی کاملا از بین نمیرود و به گونهای در آینده نیز ادامه مییابد .
وقتی من ۱۲ و ۱۳ساله بودم، مثل همهٔ نوجوانان فکر میکردم هر آنچه درباره خود، محیط، زندگی و جهان که لازم است بدانم، میدانم. حتا تست آنلاین شخصیتی از خود میگرفتم تا خود را متقاعد کنم که شناخت عمیق و ژرف از خود دارم. فکر میکردم در سطح فراتر از همهٔ نوجوانان در بالاترین حد ممکن خودآگاهی رسیدهام.
جالب اینکه بارها این تست را انجام دادم و هربار بهدلیل اینکه نمیتوانستم به سوالها جواب دقیق و درست بدهم، نتیجهٔ متفاوت میگرفتم، اما هنوز به کشف خودآگاهی خود باور داشتم و افتخار میکردم که از تمام همسنوسالهایم باهوشتر و زرنگتر هستم.
مترجم: سید مخمدعلی رضوانی
قسمت اول:
https://madanyat.media/a-journey-towards-self-discovery/

