ترجمه

نوجوانی و خطر بحران هویت

بخش اول، قسمت سوم

حالا که به گذشته می‌نگرم، فکر می‌کنم به اندازهٔ که می‌پنداشتم باهوش نبودم و مثل اکثر نوجوانان باید تلاش بیشتر برای خودآگاهی می‌کردم؛ مثل آموزش و یادگیری دربارهٔ این‌که چگونه خود را با شرایط و محیط تطبیق داده و در این جهان بمانم. سفری بود برای خودشناسی که راه آن را اشتباه رفته بودم.

در سنین ۱۲ و ۱۴ فکر می‌کنید همه چیز را بیشتر از بزرگ‌سالان اطراف‌تان می‌دانید. سوال‌های بی‌وقفه در مورد همه‌چیز و به رخ کشیدن معلومات خود درباره آن‌ها، اما در سنین ۱۵ تا ۱۸سالگی بیشتر به آرمان‌گرایی روی می‌آورید و می‌خواهید که ایده‌ها واحساسات خود را بیان کنید.

بر این اساس واضح است که سال‌های نوجوانی دورهٔ انتقال شما به بزرگ‌سالی است. طبیعی است که هنوز بزرگ‌سال محسوب نمی‌شوید و به‌دلیل ترکیب روان‌شناختی، مغز نوجوانی‌تان باید به رشد خود ادامه داده و رفتار بزرگ‌سالان را تقلید و پیروی کنید.

با توجه به تفاوت میان مغز نوجوانی و بزرگ‌سالی، چگونه می‌توانید به‌طور شایسته به سفر خودشناسی ادامه دهید؟  خودشناسی روندی است که در طول عمر انسان ادامه داشته و هرگز به پایان نمی‌رسد. با این حال بیشترین سطح خودآگاهی در دوران نوجوانی حاصل می‌شود. سال‌های نوجوانی بهترین فرصت می‌باشد برای یافتن جواب پرسش‌‌های مثل «من کی هستم» و هویتم از کجا و چگونه شکل می‌گیرد.

میل به کشف هویت، امر ذاتی و ریشه‌دار در شماست، اما شوربختانه این تمایل به‌تنهایی سفر دشوار خودشناسی را آسان و راحت نمی‌کند. معمولا روند خودشناسی با فاکتورها و مسایل دخیل در آن، پچیده و دشوار است.

این دشواری‌ها شما را در معرض خطر بحران هویت قرار می‌دهد. ارتباط هسته‌ای و بنیادین نوجوانی با استقلال‌طلبی می‌تواند روند خودشناسی و شکل‌گیری هویت را چندلایه و پیچیده کند. ممکن است در زندگی تجربیاتی داشته باشید که این سفرتان را به مراتب مغلق‌تر از آن بکند ‌که فکر می‌کردید.

این مسایل نه‌تنها می‌تواند مشکلات را تشدید و اخلال در کیفیت زندگی دورهٔ نوجوانی ایجاد کنند؛ بل می‌توانند شما را مستعد چالش‌های ذهنی و سلامت روانی کنند. احساس شکست در شکل‌دهی هویت و امر خودشناسی تنها سال‌های نوجوانی را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد؛ بل دوران بزرگ‌سالی شما نیز از آن متاثر خواهد شد.

در سال‌های نوجوانی شما نه کودک هستید و نه هم بزرگ‌سال به حساب می‌آیید. انتقال از نوجوانی به بزرگ‌سالی دشوارگذرترین جاده‌ای است که تا کنون رفته‌اید. در این سن امر طبیعی است که همانند دوران کودکی متکی به والدین خود بوده و هم‌زمان خواهان استقلال و خوداتکایی باشید؛ به گونه‌ای که بخواهید راه خود را بیابید و مسیر خود را بپیمایید. این کشمکش ذهنی است که مجبور به تحمل آن هستید. زمانی این مساله پیچیده می‌شود که والدین جلو حرکت مستقلانه شما را بگیرند و مانع حرکت‌تان به‌سوی مسیر مورد نظرتان شوند.

هستهٔ مرکزی این فرایند، تحقیق و بررسی هویت شماست که برای همهٔ نوجوانان کار راحت و آسان نیست. در تنظیم و هم‌سازی خود با تغییرات متفاوت با مشکل زیادی مواجه خواهید شد. فرایند خودشناسی و شکل‌گیری هویت، حیاتی و مهم است؛ زیرا به درک شما از تغییرات کمک می‌کند.

به هر روی، با توجه به این چالش‌ها ممکن است حرکت موفقیت‌آمیزی به جلو نداشته باشید. بحران هویت هم به پیچیدگی این فاز زندگی‌تان می‌افزاید.

فراموش نکنید که بحران هویت تنها در سال‌های دوران نوجوانی اتفاق نمی‌افتد. هر زمان که تحول بزرگی را در زندگی تجربه و یا خود را در جایگاه ویژه‌ای می‌یابید دچار بحران هویت می‌شوید.

مترجم: سید محمدعلی رضوانی
کتاب منبع: Self love for Teen Girls

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا