
اگر به مرحلهای رسیدهاید که پرسش «من کی هستم؟» به صورت جدی برایتان مطرح است، خودشناسی کلیدی برای درک و شناسایی بهتر خودتان است. میدانم که این مساله مفهومی بزرگ و گیجکننده به نظر میرسد، اما فرایند آن به همین سادگی است:
زندگیتان را مورد بررسی و تحقیق قرار میدهید.
کمبودها را تشخیص میدهید.
گامهایی برای خودشکوفایی برمیدارید.
برای خودشناسی هیچ زمانی بهتر از دوران نوجوانی نیست. در اینجا به شش نکته مهم که به شروع فرایند خودشناسی کمک میکنند، اشاره میکنم:
۱. خود ایدهآلتان را مجسم کنید
اگر از افرادی هستید که تاکنون زندگی یکنواختی داشتهاید و بر مبنای راهنماییهای والدین، معلمین، همسنوسالها و دیگران زندگی کردهاید، احتمالا به خود واقعیتان زیاد فکر نکردهاید. شوربختانه بسیاری از مردم خود را تنها با روابط و کارشان تعریف میکنند، بدون اینکه کمترین توجهی به مسایل دیگر داشته باشند.
اگر تا حالا متوجه نشدهاید که چه چیزی برایتان مهم است یا در بزرگسالی میخواهید چه کاره باشید، شما به جای خود، برای دیگران زندگی کردهاید. نیاز نیست هماکنون تصور کاملی از شخصیت آیندهتان داشته باشید؛ زیرا خودشناسی سفری به طول عمر یک انسان است. اکنون تلاش کنید به این پرسشها پاسخ دهید:
من از زندگی چه میخواهم؟
پنج تا ده سال آینده میخواهم در کجا قرار داشته باشم؟
چه چیزهایی برایم مهم است و آنها را دوست دارم؟
جواب این پرسشها میتواند همان جایی باشد که سفر خودشناسیتان را از آنجا شروع میکنید.
۲. علاقهمندیهایتان را کشف کنید
داشتن علاقهمندی در زندگی، آن را هدفمند و معنادار میکند. بعضی پزشکان به خاطر عشق به کمک به دیگران، به رشته پزشکی رو میآورند. لازم نیست علاقه شما پیچیده یا شغلمحور باشد؛ کافی است به چیزهایی فکر کنید که از انجام دادن آنها لذت میبرید. چه چیزهایی شما را به هیجان میآورد و خوشحالتان میکند؟
کشف علاقهمندی در فیلم، کتاب و موسیقی میتواند راهی مهم برای رسیدن به علایق درونیتان باشد. این شیوه به غنیتر شدن زندگیتان کمک میکند.
۳. کنجکاو باشید
چیزی که درباره خودشناسی دوست دارم بیان کنم این است که این پروسه در هرجا و هر شرایطی میتواند اتفاق بیفتد. آنچه لازم است، این است که فعال باشید و به خودتان علاقه نشان دهید. لحظهای را به صورت تصادفی انتخاب کنید و از خود بپرسید (هرچند این سوالها برای شما ناراحتکننده باشد)؛ با این پرسشها خوشیها، اهداف، غمها و دیگر مفاهیم زندگیتان را کشف خواهید کرد.
پرسشها را مطرح و بر آنها تمرکز کنید تا به پاسخهای مورد نظر برسید. تجربیاتتان را با قضاوت کردن بیاعتبار نکنید؛ خواهید دید که این نگرش به صورت پیوسته اما آهسته کمک میکند لایههای پنهان وجودتان را کشف کنید. تجربیات به ظاهر اندک و ناچیز، روشنیبخش باورها، اعتقادات، ارزشها و احساساتتان خواهد شد.
پرسشهایی که از خود میپرسید میتواند شامل موارد زیر باشد:
چه چیزی مرا به حرکت وامیدارد؟
چه چیزهایی را از دست میدهم؟
چگونه انتخابهایم بر زندگیام تاثیر میگذارد؟
چرا کارهایی را که انجام میدهم، انجام میدهم؟ (انگیزه انجام آنها چیست؟)
وقتی این سوالها معطوف به زندگیتان است، نباید انتظار داشته باشید به جواب فوری برسید؛ زیرا خودشناسی زمانبر است و نیاز به بردباری دارد. بنابراین به جای یادداشت سریع جوابها، با دقت به پرسشها فکر کنید و بعد پاسخ دهید. مهم است که با خود صادق باشید. نرسیدن به جواب نشانه شکست نیست؛ بل به این معناست که نیاز به بررسی دوباره سوالها دارید و اگر لازم باشد، باید سوالها را عوض کنید.
۴. تجربیاتتان را یادداشت کنید
یادداشت کردن کمک میکند تجربیات زندگیتان را ثبت کنید. این کار را با ایجاد یک ژورنال روزانه یا استفاده از یک دوربین انجام دهید. استفاده از دوربین، حفظ خاطرات و ایجاد ژورنال، راه را برای رهایی روحی و روانیتان فراهم میکند.
ثبت تجربیات از راه ژورنال به شما اجازه میدهد احساسات و تجربیاتتان را بدون قضاوت، به صورت عینی بفهمید و بیان کنید. این کار فرصتی فراهم میآورد تا از احساساتتان آگاه شوید و تدبیر لازم و موثر برای مقابله با نگرانیها و مشکلات را بسنجید.
علاوه بر این، این کار به شما اجازه میدهد الگوهای رفتاریتان را برای کشف لایههای ناخودآگاه شناسایی کنید. بنابراین روزانه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه وقت بگذارید و احساسات روزانهتان را در یک ژورنال مخصوص یادداشت کنید. اگر نمیدانید چه بنویسید، کافی است فقط تعاملات و تجربیات روزانهتان را ثبت کنید. انجام این کار به شما امکان میدهد تجربیات خود را ساختارمند کرده و دیدگاههای جدیدی به دست آورید.
۵. چیزهای جدید را آزمایش کنید
در این مرحله از زندگی، مهم نیست که حتما علاقهمندیهایتان را کشف کرده باشید؛ اما برای درک بهتر آنها میتوانید دست به تجربیات تازه بزنید. آزمایش مسایل و ماجراهای تازه، بهترین راه برای کشف علاقهمندیهای شماست. شاید به فعالیتهای هنری علاقه داشته باشید؛ در این صورت به انجمنهای محلی که چنین کلاسهایی برگزار میکنند مراجعه کنید. اگر در محل زندگیتان چنین جایی وجود ندارد، تلاش کنید به صورت آنلاین یکی را پیدا کنید. پیوستن به یک کلاس آنلاین به شما این بینش را میدهد که آیا میخواهید این سرگرمی را ادامه دهید یا خیر.
کشف چیزهای تازه میتواند حس سردرگمی یا غرق شدن به شما بدهد. اگر حس اضطراب داشتید، به این بیندیشید که بعد از رسیدن به این نقطه عطف، چقدر به خود افتخار خواهید کرد؛ افتخاری که باعث تقویت اعتمادبهنفس شما میشود.
۶. ارزشهای خود را شناسایی و تعریف کنید
چگونگی نگرش شما به ارزشهای زندگی، فوقالعاده مهم و قابل ملاحظه است؛ زیرا آنها تا حدود زیادی روشن میکنند که شما واقعا کی هستید. ارزشهای شخصی، تصویری از زندگی و همچنین رفتاری که از دیگران انتظار دارید را ترسیم میکنند.
ارزشها معمولا شامل شفقت و مهربانی، وفاداری، صداقت، شجاعت، خلاقیت، هوشمندی و غیره میشوند. شناسایی ارزشها کمک میکند بر اساس آنها زندگی کنید. کشف چیزهای در دسترس، فرایند خودشناسی را آسانتر و موفقتر میکند.
خودشناسی اغلب به مکاشفه عمیق شخصی منجر میشود. با شروع این سفر با مراحل دلسردکنندهای برخورد میکنید که یکی از آنها، بلند شدن صداهای خاموش و منفی در مغز شماست. قسمت بعدی درباره کشف این صداهای منفی و چگونگی مقابله با آنها در مسیر خودشناسی است.
مترجم: سید محمدعلی رضوانی
کتاب منبع: Self-love for Teen Girls

