ترجمه

اضطراب در زمان حاضر

سفری به‌سوی خودشناسی/ فصل دوم، بخش دوم و سوم

نوجوانان امروز با فشارهای زیاد از طریق انترنت، صنف‌های مکاتب و خانه‌ها مواجه هستند. دور از انتظار نیست که نوجوان در چنین شرایطی احساس غرق شدن کرده و این فشارها منجر به پدید آمدن افکار مزاحم و منفی در آن‌ها شوند.

شما هم تغییرات بدنی و هم تغییرات روحی و روانی را تجربه می‌کنید. متأسفانه تغییرات احساسی در دوران بلوغ دختران به اندازه تغییرات فیزیکی آن‌ها مورد بررسی لازم قرار نگرفته است. تجربه این تغییرات تا حد زیاد طبیعی است و مقایسه رشد خود با دیگران هم امری اجتناب‌ناپذیر؛ اما مهم این است که نباید در این مقایسه‌ها فرو رفت. مشکل از آن‌جا شروع می‌شود که شما به دلیل عدم هم‌طرازی با مدل‌های عرضه شده در شبکه‌های اجتماعی، خود را مقصر بدانید.

دلیل دیگر اضطراب و نگرانی در زمان حال که آبستن افکار منفی می‌شود، قلدری است. قلدری و زورگویی بر آینده تأثیر گذاشته و در نهایت به گذشته‌ای شرم‌آور تبدیل می‌شود. مهم است باور داشته باشید که شما مقصر رفتارهای خام و نامربوط دیگران نیستید. در غیر آن، شما خود را مقصر اعمال دیگران تلقی می‌کنید و این سرآغاز مشکل است.

نگرانی بیش از حد درباره زمان حاضر می‌تواند استرس‌زا باشد. فکر می‌کنید کلمات از بیان احساسات شما عاجزند. این وضعیت می‌تواند گیج‌کننده باشد که هدایت و مهار آن دشوار است و منجر به ناراحتی و عصبانیت می‌شود؛ زیرا شما دایم فشار روی قلب‌تان را احساس می‌کنید. ساکت هستید اما بی‌نهایت ناراحت و غمگین. در چنین شرایطی است که صداهای منفی خودنمایی کرده و به سراغ شما می‌آیند.

شرم از گذشته

احساس ناامنی درباره گذشته حتی در دوران کودکی و طفلی وجود دارد؛ اما گذشته را باید به گذشته گذاشت، درست در جایی که به آن تعلق دارد. احساس غم و اندوه نسبت به گذشته امری معمول است؛ اما گذشته شما هرچند بد و غیرقابل قبول، نباید به صورت مستمر موجب شرم‌ساری شما شود. گذشته را قبول کنید و بگذارید در همان گذشته بماند.

شاید احساس شرم‌تان درباره یکی از والدین‌تان باشد و در مورد شایعات و غیبت‌های دوام‌دار و بی‌پایان. شما نیاز نیست که غصه اشتباه‌های پدر و مادرتان را بخورید؛ زیرا کار آن‌ها از اراده شما خارج است. بنابراین دلیلی وجود ندارد که غصه تمام جهان پیرامونی خود را به دوش بکشید.

ممکن است نگرانی‌تان درباره یک مریضی باشد. نباید خود را غرق این نگرانی کنید چون هیچ‌کس مقصر مریض شدن و یا حتی مردن کسی نیست. پس دلیلی ندارد که شما احساس شرم‌ساری به خود راه بدهید.

باورهای محدودکننده چگونه بر شما تاثیر می‌گذارد؟

ذهنیت و افکار سرزده منفی چیزی است که هر کس آن را تجربه می‌کند؛ اما ادامه‌دار بودن این نوع افکار می‌تواند نشانه و علایمی از بیماری جدی ذهنی و روانی باشد که نیاز به مراقبت‌های درمانی دارد.

ناراحتی، غمگینی، تنهایی و حس فریب‌خوردن بعد از یک واقعه ناگوار به سراغ هر کس می‌آید. آنچه مهم است این است که نباید گذاشت در ذهن‌تان رسوب کنند. با آن‌ها هم‌زیستی نکنید و کنارشان بزنید؛ در غیر آن، این افکار و ذهنیت گسترش یافته و تمام فعالیت روزانه‌تان را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

هم‌زیستی با افکار منفی نشانه‌هایی است از:

اختلال در توان تقابل: از این‌که امور به وفق مراد پیش نمی‌رود عصبانی هستید. با مسوول بالاتر از خود مخالفت می‌کنید و فکر می‌کنید که قوانین بیشتر برای به چالش کشیدن شما و یا به منظور در سطح پایین نگه‌داشتن شماست. دلیل این‌که چرا این‌گونه فکر می‌کنید و این‌طور واکنش نشان می‌دهید را خود نیز نمی‌دانید و واکنش لحظه بعدتان برای هیچ‌کس قابل پیش‌بینی نیست.

افسردگی و اضطراب: حمل کیسه لبریز از افکار و ذهنیت منفی در نهایت به همین جاده منتهی می‌شود. به فرد گوشه‌گیر که با عالم و آدم ناراحت هست تبدیل می‌شوید. این وضعیت منجر به از دست دادن دوستان و خانواده‌تان شده و در سن پایین خیلی چیزها از تو گرفته می‌شوند. این فرایند دردناک است اما به معنی پایان دنیا و جهان نیست.

اختلال و بی‌نظمی فکری-عملی: ذهنیت و افکار منفی «سوخت» مریضی‌های روانی و عصبی است. همان‌گونه که قبلا اشاره شد، افکار منفی «انحراف شناختی» است و زمانی تکرارشونده‌اند که به معضل تبدیل شده باشند. در این صورت است که بر رفتار روزانه و صحبت‌تان با دیگران تاثیر می‌گذارند.

باورهای محدودکننده می‌تواند مانع لذت بردن‌تان از سال‌های نوجوانی شوند. اولین چیزی که باید بدانید این است که این افکار واقعیت ندارند، بنابراین نیاز نیست که به آن‌ها شانس حاکمیت بر خود بدهید. سال‌های نوجوانی بسیار باارزش است؛ نباید این سال‌های ارزشمند با فرو رفتن در افسردگی، اضطراب و ناراحتی‌های روحی و روانی بگذرند. سال‌های زیادی فرا رو دارید و قرار است با چالش‌های بزرگتر مواجه شوید. بنابراین باید دارای افکار قوی باشید که شما را در مقابل افکار منفی محافظت کند. این به معنی نداشتن افکار منفی نیست، اما حداقل به آن‌ها اجازه ندهید زندگی‌تان را کنترل کرده و بر تصمیم‌های‌تان اثر بگذارند.

شاید فکر کنید که چه فکر و اندیشه‌ای درست و کدام نادرست و منفی است. از آن‌جا که بعضی افکار منفی هم واقعی و منطقی جلوه می‌کنند، فهرستی را می‌آورم تا بدانید که چگونه یک فکر می‌تواند منفی و نادرست باشد:
– فکر می‌کنید که هیچ‌چیز سر جایش نیست و همه‌چیز به هم ریخته و نادرست است و مقصر همه این‌ها شما هستید.
– به خود تلقین می‌کنید که برای همیشه مجرد خواهید ماند چون فرد مورد نظرتان شما را نخواسته است.
– فکر می‌کنید که زشت هستید چون کسی که دوست داشتید شما را هم‌سطح خود ندانسته و به شما بی‌توجهی کرده است.
– به خود می‌گویید که مستحق بدترین‌ها هستید چون با وجود تلاش زیاد برای چیزهای مورد علاقه‌ات، هرگز آن‌ها را به دست نیاورده‌اید.
– با استدلال بدشانس بودن و عدم موفقیت در گذشته، از مشارکت در هر پروژه و تلاش خودداری می‌کنید.
– تمایل به سرزنش همیشگی دیگران.
– یافتن عیب برای هر نوع راه‌حل پیشنهادی.
– خود را شکست‌خورده تلقی کردن بعد از یک ناکامی شخصی.
– نفرت از خود به دلیل بازگشت به یک عادت قدیمی.
– و انتظار بدترین‌ها را نسبت به خود داشتن و نپذیرفتن هیچ نوع ستایش و تمجید.

این‌ها افکاری هستند که در بدو امر درست و سالم به نظر می‌رسند. شما فکر می‌کنید برای بیرون‌رفت از مشکلات چاره‌اندیشی می‌کنید. سخت‌گیری با خود را کاری درست می‌پندارید؛ در حالی که سرزنش غیرضروری خود به همان اندازه بی‌انصافی است که سرزنش و مقصر خواندن افراد بی‌گناه دیگر. باید با خود رفتار بهتری داشته باشید؛ زیرا در پایان، دارایی شما فقط خودت هستی و بس. اگر شما نباشید چه کسی می‌تواند به جای شما باشد؟

می‌دانم که نوجوانان گاهی دچار ترس شده و احساس ناامیدی می‌کنند؛ اما کی گفته است که شما نمی‌توانید این وضعیت را تغییر داده و از زندگی دوران نوجوانی لذت ببرید؟ چیزهای جالب و دلچسب فراوان وجود دارند که شما می‌توانید انجام بدهید. دوستانی دارید که با آن‌ها برنامه رفتن یک سفر به جای خوب را بریزید، کتاب‌هایی که بخوانید، محتوایی که خلق کنید و… همه این‌ها را نمی‌شود قربانی افکار منفی کرد.

مثبت‌اندیشی به نظر سخت و چالشی است، زیرا شما باور دارید که آن‌ها یا ساده‌لوح‌اند و یا عمدا نادان! افراد خوش‌بین در هر شرایط قسمت خوب موضوع را می‌بینند. تمرکز بر جنبه‌های منفی همیشه آسان‌تر است و حال این‌که تمرکز بر جنبه‌های مثبت شجاعت بیشتر می‌طلبد. این همان پروژه خوش‌بینانه‌هاست. آن‌ها نسبت به انجام و پایان هر چیزی با خوش‌بینی می‌نگرند هرچند که چنین پایانی نداشته باشند. این نگرش است که آن‌ها را همیشه عالی نگه می‌دارد؛ برای این‌که آن‌ها اجازه نمی‌دهند که یک روز بد به یک عمر بد تبدیل شود. آن‌ها با خود و ذهنیت خود در صلح‌اند و می‌دانند که بیشتر افکار منفی واقعیت ندارند؛ این مساله سبب می‌شود که آن‌ها راحت‌تر بر افکار منفی چیره شده و هر زمانی که شروع کردند، کنترل اوضاع را به دست بگیرند.

مترجم: سید محمدعلی رضوانی
کتاب منبع: Self-Love for Teen Girls

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا