تحلیل

عملیات در قلب کوهستان؛ روایت ترامپ از «معجزه» در آسمان ایران

تحلیل ‌خبری: ​در حالی که جهان با دلهره تحول‌های خاورمیانه را دنبال می‌کند، انتشار پیامی از سوی دونالد ترامپ، شوک خبری جدیدی را به فضای رسانه‌ای منتقل کرد. ترامپ با ادبیات حماسی و منحصر به فرد خود، از موفقیت دو عملیات نجات پیچیده سخن گفت که به ادعای او، مرزهای توانمندی نظامی آمریکا را جابه‌جا کرده است.

​روایت یک نجات سینمایی
​رییس‌جمهوری آمریکا در این پست، از نجات یک افسر بلندپایه ارتش این کشور خبر داد که به گفته وی، در «کوه‌های پر خطر ایران» گرفتار شده بود. ترامپ با استفاده از عباراتی نظیر «شکار ساعت به ساعت توسط دشمن»، فضایی دراماتیک و سینمایی از این رخداد ترسیم کرده است. او تاکید کرده که این عملیات تنها یک جابه‌جایی نظامی نبوده، بل پیامی از «تسلط و برتری مطلق هوایی» ایالات متحده بر آسمان ایران است.
با توجه به این پیام ترامپ که نمی‌توان آن را یک اطلاع‌رسانی نظامی ساده دانست، چند نکته کلیدی قابل یادآوری است:

نمایش اقتدار در آستانهٔ عید پاک: ترامپ با پایان دادن پیام خود به تبریک عید پاک، سعی کرده این پیروزی نظامی را با نمادهای مذهبی و ملی گره بزند تا بیشترین تاثیر عاطفی را بر بدنهٔ رای‌دهندگان خود بگذارد.

تاکید بر مدیریت مستقیم: او با ذکر عبارت «به دستور من»، نقش خود را به عنوان فرمانده اعلای قوای آمریکا برجسته می‌کند. این اقدام در واقع پاسخی غیرمستقیم به منتقدانی است که توانایی او در مدیریت بحران‌های حساس بین‌المللی را زیر سوال می‌بردند.

استراتژی سکوت تاکتیکی: افشای خبر نجات پیلوت اول پس از موفقیت عملیات دوم، نشان‌دهندهٔ یک رویکرد اطلاعاتی-امنیتی است که ترامپ از آن برای اثبات «حرفه‌ای‌گری» تیم خود استفاده کرده است.

​هم‌چنین ترامپ در بخشی از پیام خود، این دستاورد را نقطه‌ای برای اتحاد جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها معرفی کرده است. با این حال، استفاده از واژگانی نظیر «مرگبارترین ارتش تاریخ جهان»، نشان می‌دهد که او هم‌چنان بر طبل «دیپلماسی قدرت» می‌کوبد.

​در حالی که هنوز جزییات دقیقی از سوی مقام‌های رسمی پنتاگون دربارهٔ ابعاد فنی این «نفوذ به عمق خاک دشمن» منتشر نشده، اما روایت ترامپ به روشنی نشان‌دهندهٔ آغاز فصل جدیدی از تنش‌های کلامی و میدانی میان واشینگتن و تهران است؛ فصلی که در آن آسمان ایران به صحنهٔ نمایش قدرت رقیب بدل شده است.

​می ‌توان گفت که این پست ترامپ بیش از یک گزارش نظامی، به یک بیانیهٔ سیاسی هم می‌ماند. ترامپ با «قهرمان‌سازی» از پرسنل ارتش آمریکا و «ناجی» نشان دادن خود، به دنبال بازسازی چهرهٔ مقتدر آمریکا در عرصهٔ بین‌الملل و تهییج افکار عمومی در داخل است. باید منتظر ماند و دید واکنش رسمی تهران به ادعای نقض حریم هوایی و عملیات در عمق کوهستان‌هایش چه خواهد بود.

سکه‌ای با دو روی متفاوت
​اما برای درک بهتر این پیام حماسی، باید به پشت صحنهٔ سیاسی واشینگتن نیز نگریست. این پست در حالی منتشر می‌شود که دونالد ترامپ طی روزهای گذشته به دلیل سرنگونی پی در پی هواپیماهای نظامی آمریکا در حریم هوایی ایران، تحت شدیدترین فشارهای سیاسی و رسانه‌ای قرار داشت. منتقدان او کاخ سفید را به بی‌تدبیری و به خطر انداختن جان نیروهای زبده متهم می‌کردند.

​به نظر می‌رسد ادبیات غلوآمیز و تکرار چندین‌باره واژگانی هم‌چون «معجزه» و «برتری مطلق»، بیش از آنکه یک گزارش فنی باشد، نشان‌دهندهٔ تنگنای روانی و سیاسی شدیدی است که ترامپ در آن قرار گرفته بود. او که با کابوس کشته شدن یا اسارت پیلوت‌های نیروی هوایی‌اش دست و پنجه نرم می‌کرد، اکنون از موفقیت این عملیات نجات به عنوان یک «سوپاپ اطمینان» برای رهایی از نقدهای گزندهٔ داخلی استفاده می‌کند.

​به هر روی، اگرچه بازگشت این نیروها برای خانواده‌هایشان و ارتش آمریکا یک پیروزی انسانی محسوب می‌شود، اما از سوی دیگر لحن اضطراب‌آلود و هیجانی این پست نشان می‌دهد که سایهٔ سنگین تقابل نظامی با ایران، لرزه بر اندام دیپلماسی قدرت در واشینگتن انداخته است. ترامپ شاید با این پیام موفق شده باشد بخشی از فشارها را به طور موقت تخلیه کند، اما واقعیت تلخ ساقط شدن پرنده‌های پیشرفته‌اش در خاک ایران، هم‌چنان به عنوان یک چالش جدی بر میز کار او باقی خواهد ماند.
۴۸ ساعت تا «دوزخ»
در نهایت، نباید فراموش کرد که این پیام «فتح‌نامه»گونه، درست در میانه یک شمارش معکوس مرگبار صادر شده است. دونالد ترامپ پیش از این، ضرب‌الاجلی ۴۸ساعته برای ایران تعیین کرده بود تا یا به یک توافق جدید تن در دهد و یا مسیر استراتژیک تنگهٔ هرمز را بازگشایی کند؛ مهلتی که اکنون به ساعات پایانی خود نزدیک می‌شود.

لحن حماسی ترامپ در این پست و تاکید بر «قدرت مرگبار ارتش»، می‌تواند به مثابه یک اتمام حجت نهایی تلقی شود. نجات این پیلوت‌ها، آخرین مانع اخلاقی و سیاسی را از پیش پای ترامپ برای اقدامات سخت‌گیرانه‌تر برداشته است؛ چرا که اکنون دیگر هیچ «گروگان» یا اسیر آمریکایی در خاک ایران وجود ندارد که بتواند به عنوان اهرم فشار علیه واشینگتن عمل کند.

و اینک این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا با پایان این مهلت ۴۸ساعته، جهان شاهد یک درگیری تمام‌عیار خواهد بود یا این پست پیروزمندانه، پلی است برای بازگشت به میز مذاکره از موضع قدرت؟ هرچه هست، سکوت پس از این هیاهو، بوی باروت و آتش فراگیر می‌دهد؛ زیرا ایران تاکنون نشان داده که در برابر تهدیدات سر فرود نمی‌آورد و حالا توپ در زمین کاخ سفید است تا نشان دهد ادعای «برتری هوایی مطلق» ترامپ، یک بلوف سیاسی بوده یا آغازگر فصلی نوین و ویرانگر در خاورمیانه.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا