گزارش

نانا پاتیکار در حافظهٔ عاطفی مردم افغانستان

برای مردم افغانستان، به‌ویژه نسل جوان دهه‌های ۶۰ و ۷۰خورشیدی، نام پاتیکار بیشتر گره‌خورده با روزگار دیگری است. در سال‌هایی که کابل و دیگر شهرهای افغانستان در میان ترس و ناامنی دست‌وپا می‌زدند، سینماهای شهر از جمله «پامیر»، «آریانا»، «آریوب»، «پارک»، «بهزاد»، «بهارستان» و در کنار آن دستگاه‌ها و ویدیوکاست‌های کرایه‌ای، پناه‌گاه‌هایی بودند که آدم‌ها برای چند ساعت هم که شده از واقعیت تلخ جنگ فاصله بگیرند.

سینمای آسیا یکی از شاخص‌ترین ستون‌های خود را از دست داد. ویشوانات پاتیکار مشهور به نانا پاتیکار؛ بازیگر برجسته و صاحب‌سبک بالیوود، کارگردان و فعال اجتماعی در سن ۷۵سالگی در خانه‌اش در ایالت گوا درگذشت.

خبرگزاری هندوستان تایمز گزارش داد که او بامداد امروز پنج‌شنبه پس از دچار شدن به ایست قلبی، پیش از رسیدن به شفاخانه چشم از جهان فرو بست. دولت ایالتی مهاراشترا نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که مراسم تشییع و خاک‌سپاری این هنرمند بزرگ با تشریفات رسمی و دولتی در مزرعهٔ او در پونه برگزار خواهد شد.

خبر درگذشت او نه‌تنها سینمای هند؛ بل قلب هزاران تن از دوست‌داران سینما در سراسر منطقه، به‌ویژه در افغانستان و جوامع مهاجر ما در سرتاسر جهان را به واکنش واداشت؛ مردی که بدون آنکه پا به خاک افغانستان بگذارد، با هنر خود سهم بزرگی در حافظهٔ عاطفی و نسل‌های گذشته‌ ما بر جا گذاشت.

از صحنه‌های تیاتر تا پرده‌ٔ نقره‌ای

پاتیکر به باور بسیاری، یک ستارهٔ‌ معمولی یا فرآورده‌ فرمول‌های تجاری بالیوود نبود. او کار خود را از تیاتر جدی و خیابانی آغاز کرده و تجربهٔ تیاتر و بازی واقع‌گرایانه، پایهٔ سبک شخصی او را شکل داده بود. چشمان نافذ، دیالوگ‌های ماندگار، لحن خشک و بریده‌بریده و توانایی بی‌نظیرش در انتقال خشم، انزجار و در عین حال لطافت درونی، او را به چهره‌ای منحصربه‌فرد تبدیل کرد.

پایگاه خبری ان‌دی‌تی‌وی دربارهٔ او نوشته است که پاتیکر با نقش‌آفرینی‌های خیره‌کننده‌اش در آثار ماندگاری چون «پریندا» (Parinda)، «کرانتی‌ویر» (Krantiveer) و «اگنیساکشی» (Agni Sakshi) توانست سه‌بار جوایز معتبر ملی سینمای هند را از آن خود کند. او در زندگی شخصی نیز گزیده‌کار بود؛ وی سال‌ها در خانه‌ای ساده در کنار خانواده‌اش زندگی کرد و ترجیح داد به جای غلتیدن در حواشی پرزرق‌وبرق شهرت، بیشتر وقت خود را صرف فعالیت‌های بشردوستانه کند. تاسیس بنیاد نام (NAAM Foundation) برای حمایت از کشاورزان خسارت‌دیده و مناطق روستایی خشک، تنها بخشی از تعهد اجتماعی او بود.

کابل دیروز؛ نوستالوژی فیلم‌های هندی و پاتیکار

برای مردم افغانستان، به‌ویژه نسل جوان دهه‌های ۶۰ و ۷۰خورشیدی، نام پاتیکار بیشتر گره‌خورده با روزگار دیگری است. در سال‌هایی که کابل و دیگر شهرهای افغانستان در میان ترس و ناامنی دست‌وپا می‌زدند، سینماهای شهر از جمله «پامیر»، «آریانا»، «آریوب»، «پارک»، «بهزاد»، «بهارستان» و در کنار آن دستگاه‌ها و ویدیوکاست‌های کرایه‌ای، پناه‌گاه‌هایی بودند که آدم‌ها برای چند ساعت هم که شده از واقعیت تلخ جنگ فاصله بگیرند.

تماشاگران فیلم‌های وی، او را یک قهرمان پوشالی و رقصنده‌ رایج بالیوود نمی‌دیدند، برای بسیاری از طرفداران پاتیکار، او تصویر مردی بود که فریاد می‌زد، حق ضعیف را از قوی می‌گرفت و در برابر ظلم سکوت نمی‌کرد. وقتی صدای او در فیلم‌هایش اوج می‌گرفت، گویی بازتاب خشم فروخورده و درد نهفتهٔ‌ خود ما بود که در کوچه‌پس‌کوچه‌های غبارگرفته‌ٔ کابل زندگی می‌کردیم. علاوه بر این، او در نقش‌های خشن نیز کاراکتر خاص خود را داشت. به هر روی، تماشای آن فیلم‌ها در جمع‌های صمیمی خانوادگی یا عصرهای دلگیر کابل نیز بخشی از زندگی روزمره و تسلای روحی نسلی شد که حالا بزرگ شده‌اند.

موج اندوه در شبکه‌های اجتماعی

از ساعاتی پس از انتشار خبر درگذشت این هنرمند مردمی، موجی از دلتنگی و اندوه شبکه‌های اجتماعی کاربران اهل افغانستان را در کابل و در شهرهای دوردست مهاجرت در اروپا، امریکا و استرالیا فراگرفت. کاربران مختلف با به اشتراک گذاشتن عکس‌ها، سکانس‌های ماندگار و دیالوگ‌های معروف او از خاطرات دور خود نوشتند.

مژگان ساغر؛ شاعر مقیم آلمان با نشر ویدیوی از وی در صفحه خود نوشت: « این ویدیو را نشر نمی‌کنم تا شما را از درگذشت یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های سینمای هند باخبر کنم؛ آن را اینجا می‌گذارم تا به سال‌هایی ادای احترام کنم که نانا پاتیکار وقف هنر کرد. به احترام هنرمندی که از دریچه تیاتر و سینما، از زندگی برای ما گفت؛ به واژه‌ها جان بخشید، درد را چهره داد و نقش‌هایی از خود به یادگار گذاشت که فراموش نمی‌شوند. با صدایش، با نگاهش و حتا با سکوتش، چیزی در دل آدم تکان می‌خورد.»
وی افزوده: « او برای من یکی از محبوب‌ترین و خارق‌العاده‌ترین هنرمندان سینمای هند بود؛ از آن‌هایی که حضورشان به‌تنهایی کافی بود تا بخواهی فلمی را تا پایان ببینی. به احترامش از جایم برمی‌خیزم؛ به احترام عمری که صرف آفریدن کرد و لحظه‌هایی که به زندگی ما بخشید. می‌دانم، سرانجام باید رفت؛ حتا اگر هفتادوپنج سال زندگی کرده باشی. اما هفتادوپنج سال هم چیزی نیست، وقتی هنوز این‌ همه حرف برای گفتن و این‌ همه زندگی برای زیستن مانده است.»

حسین پویا نیز با انتشار عکسی از وی نوشته است: «نانا پاتیکار بازیگر مشهور و با سبک سینمای هند در هفتادوپنج سالگی قلب‌اش از تپش باز ماند. برای من که در جوانی علاقه‌مند فیلم‌های هندی بودم و در میان‌سالی از آن‌ها دلزده شدم، بازی او در فیلم‌ها اما چیز دیگری بود. او سبک خاص خودش را داشت و در قاب فیلم جلوه‌های مخصوص خود را. هنوز وحشتی که از بعضی از کاراکترهای او در دلم خانه کرده بود را به یاد دارم. در نقش‌های کمیدی هم شیوه مخصوص بازی‌های او فیلم را خیلی جذاب می‌ساخت.»

با این حال به صراحت می‌توان گفت که برای جامعه‌ ما، رفتن نانا پاتیکر بی‌تردید فراتر از یک خبر سینمایی است؛ این رویداد در واقع بسته‌‌شدن دفتری از خاطرات شیرین روزگارانی است که با تمام سختی‌ها و مشکلات ناشی از جنگ، با هنر آدم‌هایی مثل او قابل تحمل‌تر شده بود.

 

«راه مدنیت؛ روایت‌گر مدرن و مستقلِ دردها و چالش‌های یک جامعه‌ٔ زیر فشار»

بقای صدای مستقل ما، به دستان شما بستگی دارد. با حمایت مالی خود، نگه‌دارنده‌ٔ چراغ حقیقت و حامی روزنامه‌نگاری شجاع در سخت‌ترین روزگار باشید

اهدا کردن

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا