تحلیل

آزادی بدون فداکاری ناممکن است

محمد واعظی؛ استاد پیشین دانشگاه در کابل و کارشناس روابط بین‌الملل است. وی به دعوت «فراخوان قلم» و به‌مناسبت سالیاد علامه سید اسماعیل بلخی، شاعر آزادی‌خواه و اندیشمند، دیدگاه خود را برای نشر در روزنامه راه مدنیت فرستاده است. این نبشته، دیدگاه نویسنده آن را بازتاب می‌دهد؛ از این رو، راه مدنیت هیچ‌گونه دخل و تصرفی در متن آن نداشته است

به آزادی جوانا! فدیه بایست

چو این نعمت کسی را رایگان نیست

«علامه بلخی»

بسیاری از ابیات و اشعار بلخی بخشی از حافظهٔ جمعی مردم هزاره در افغانستان است و می‌توان گفت به محک فرهنگی آزاد و رها زیستن تبدیل شده است.

هزاره‌ها به یگانگی میان زندگی، فعالیت سیاسی و فرهنگی او با دگرگونی‌ها و تحولات اجتماعی و سیاسی خود دست یافته‌اند. در بسیاری از مناطق هزارستان، اشعار بلخی ورد زبان مردم است و این امر همهٔ لایه‌های اجتماعی را در بر می‌گیرد و تنها به یک قشر خاص محدود نمی‌شود.

با گذشت سال‌ها از شهادت سید اسماعیل بلخی، به نظر می‌رسد نیاز به اندیشه‌ها و اشعار رهایی‌بخش او هم‌چنان در جامعه پابرجاست. شرایط حاکم بر افغانستان و وضعیت اسف‌بار جامعهٔ هزاره، بیش از هر چیز، بیانگر این ضرورت است.

در سایهٔ استبداد دینی و شوونیستی گروه طالبان، هرگونه تعیین‌کنندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از مردم هزاره سلب شده است و ضرورت رهایی از این وضعیت، هر روز خود را در اشکال گوناگون نشان می‌دهد.

رهایی از چنین وضعیتی برای هیچ مردمی بدون هزینه و فداکاری به دست نمی‌آید. شهید بلخی در مسیر مبارزهٔ سیاسی خود به این نتیجه رسیده بود که به دست گرفتن سرنوشت، بدون فدیه ممکن نیست و باید ایستادگی و مقاومت کرد.

نمونه‌های فراوانی از روحیهٔ استبدادستیزی و ظلم‌ستیزی در اشعار او وجود دارد که تنها به یکی از آن‌ها اشاره می‌کنم:

به آزادی جوانا! فدیه بایست

چو این نعمت کسی را رایگان نیست

«علامه بلخی»

این دو مصرع دعوتی به مبارزه برای آزادی است. او نمی‌گوید آزادی را به کسی می‌بخشند و نمی‌گوید روزی از راه خواهد رسید، تنها یادآوری می‌کند که هر چیز ارزشمندی بهایی دارد و آزادی نیز از این قاعده مستثنا نیست.

اگر شعر را از این زاویه بخوانیم، پیام آن تنها به میدان نبرد محدود نمی‌شود. بلخی می‌خواهد بگوید هیچ جامعه‌ای بدون تلاش، مسوولیت‌پذیری و صبوری به آزادی و عزت دست پیدا نمی‌کند.

البته این به معنای نادیده گرفتن مبارزهٔ نظامی و سیاسی نیست. در اندیشهٔ بلخی، رهایی گاه به مقاومت مسلحانه نیز گره خورده است و او مبارزه را تنها به عرصهٔ نرم و فرهنگی محدود نمی‌کند.

اهمیت شعر بلخی در این است که خواننده را ناامید نمی‌کند. او از دشواری راه سخن می‌گوید، اما هم‌زمان یادآور می‌شود که آزادی دست‌یافتنی است؛ به شرط آنکه مردم خود را بخشی از این مسیر بدانند، نه فقط تماشاگر آن.

شاید به همین دلیل است که این بیت، پس از گذشت دهه‌ها، هم‌چنان زنده و الهام‌بخش مانده است. این بیت فقط دربارهٔ آزادی سیاسی نیست؛ دربارهٔ شیوهٔ ساختن آینده نیز هست. آینده‌ای که نه با انتظار؛ بل با کوشش، آگاهی و مسوولیت مشترک شکل می‌گیرد.

در این خوانش، «فدیه» بیش از آنکه نماد رنج باشد، نماد سرمایه‌گذاری برای آینده است. بلخی از ما نمی‌خواهد صرفا هزینه بدهیم؛ از ما می‌خواهد در ساختن چیزی ارزشمند سهیم باشیم.

در شعر بلخی، امر جمعی جایگاه ویژه‌ای دارد و همه چیز به سطح فردی تقلیل نمی‌یابد. زیست جمعی و امر سیاسی در اشعار او پررنگ است و در همین چارچوب، هزاره‌ها همواره حیات جمعی خود را تعریف کرده‌اند. آنان برای به دست گرفتن سرنوشت خویش با وجود همهٔ هزینه‌های سنگینی که پرداخته‌اند، از پا ننشسته‌اند و با اراده‌ای استوار، راه خود را به عنوان یک مردم و یک ملت ادامه داده‌اند.

فضای فرهنگی و ادبی امروز باید بیش از گذشته بتواند به نیازهای اجتماعی و سیاسی پاسخ دهد. اگر شعر، هنر و ادبیات همگام با نیازهای جامعه حرکت نکنند، نه‌تنها مسوولیت تاریخی خود را به انجام نرسانده‌اند؛ بل به‌تدریج منزوی و تهی از معنا خواهند شد.

«ویژه‌نامه سالیاد علامه سید اسماعیل بلخی»

حمایت از روزنامه راه مدنیت

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

اهدا کردن

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا