تحلیل

صدای عدالت در عصر استبداد

محمدقاسم وفایی زاده؛ پژوهشگر و دارای دکترای روابط بین‌الملل از دانشگاه کانازاپای جاپان است. وی به عنوان رییس اداره هوانوردی ملکی و سرپرست وزارت اطلاعات و فرهنگ در حکومت پیشین افغانستان فعالیت کرده است. دکتر وفایی‌زاده به دعوت «فراخوان قلم» و به‌مناسبت سالیاد علامه سید اسماعیل بلخی، شاعر آزادی‌خواه و اندیشمند، دیدگاه خود را برای نشر در روزنامه راه مدنیت فرستاده است. این نبشته، دیدگاه نویسنده آن را بازتاب می‌دهد؛ از این رو، راه مدنیت هیچ‌گونه دخل و تصرفی در متن آن نداشته است.

علامه شهید سید اسماعیل بلخی، نه تنها از برجسته‌ترین مبارزان راه آزادی و عدالت؛ بل از پایه‌گذاران ادبیات انقلابی افغانستان و از پیشگامان جنبش اصلاحات، بیداری و وحدت ملی در افغانستان به شمار می‌رود. بلخی اندیشه را با ایمان، قلم را با مبارزه و شعر را با مسوولیت اجتماعی درهم آمیخت و با پیوند زدن شعر، اندیشه و مبارزه، ادبیاتی آفرید که رسالت آن بیدارسازی جامعه، مبارزه با استبداد، نفی تبعیض و دعوت به همبستگی بود و هم‌چنان الهام‌بخش آزادی‌خواهان و عدالت‌طلبان این سرزمین است.

او عالمی دردآشنا، شاعری متعهد و مصلحی آینده‌نگر بود که ریشه بسیاری از بحران‌های افغانستان را در تفرقه، تعصب و جهل و بی‌عدالتی می‌دید و درمان آن را در وحدت، همدلی و مسوولیت‌پذیری و رشد و ترقی و باسوادی جامعه جست‌وجو می‌کرد.

بیش از چهارده سال زندان و محرومیت، بهایی بود که برای ایستادگی بر سر آرمان‌های خود پرداخت، اما هیچ‌گاه از مبارزه علیه استبداد، تبعیض و دعوت به حق، آزادی و کرامت انسانی باز نایستاد.

افغانستان پس از استبداد و نسل‌کشی‌های عبدالرحمن خان، که کشور را به قتلگاه مردمان آن و زندان منزوی از جهان تبدیل نموده بود و با همه مظاهر زندگی مدرن حتا با تلفون و خط آهن مخالف بود، در پی مبارزات جنبش مشروطه‌خواهی در دوره شاه امان‌الله خان به گشایش نسبی دست یافت، اما دولت مستعجل امانی و برنامه‌های مدرنیزاسیون او با شورش‌های داخلی و مخالفت عناصر سنتی متوقف و برچیده شد.

تحولات سیاسی پرتنش این برهه از تاریخ برخلاف امید و توقعات مردم افغانستان به استبداد نادر خان و خانواده مصاحبان منجر شد که پس از عبدالرحمن، می‌توان آن را یکی از تاریک‌ترین برهه‌های تاریخ معاصر کشور نامید.

با پایان زندگی نادر خان توسط عبدالخالق هزاره، استبداد نادرشاهی نه‌تنها کاهش نیافت؛ بل سلطه و سیطره آن بیشتر شد و همراه با اعمال تبعیض به تعمیق اختلاف و شکاف میان اقوام افغانستان انجامید و کشور را بیش از هرزمانی به‌سوی انحطاط سوق داد.

خانواده مصاحبان به‌خصوص محمود خان که قدرت اصلی کشور را در دست داشت، به‌جای توجه به ترقی و پیشرفت کشور و ترویج سواد و دانایی به تحکیم پایه‌های استبداد و محدودسازی آزادی‌ها و حقوق شهروندان و سرکوب آزاداندیشان و مصلحان پرداخت.

تقویت ناسیونالیزم قومی و به حاشیه‌راندن بخش عظیمی از شهروندان کشور شاید جدی‌ترین آسیب را به روند هم‌صدایی، وحدت ملی و ملی‌گرایی مبتنی بر ارزش‌های چون عدالت و آزادی وارد نمود.

در این زمانه تاریک و پرمخاطره، شهید بلخی با درک عمیق از وضعیت نابسامان کشور و بی‌مسوولیتی زمامداران امور و ادامه سرکوب و استبداد، در قامت یک منتقد آگاه و متعهد و یک رهبر و اندیشمند اصلاح‌طلب و مبارز ظهور نمود.

او با اینکه خود عالم برجسته دینی و خطیب و مبلغ مذهبی بود، اما با رشد و توسعه و ترقی جوامع در منطقه و جهان به‌خوبی آگاه بود و از این رو، راه برون‌رفت از وضعیت نابهنجار زمانه‌اش را در بیداری و بسیج جامعه برای آزادی و مبارزه با استبداد و تبعیض و جهل و تعصب می‌دانست.

در شعر معروفش و در مقدمه چکامه‌هایش، بررسی خود از وضعیت تلخ و تاریک کشور را این‌گونه بیان می‌کند:

حاجتی نیست به پرسش که چه نام است این‌جا

جهل را مسند و بر فقر مقام است این‌جا

علم و فضل و هنر و سعی و تفکر ممنوع

آن‌چه در شرع حلال است، حرام است این‌جا

علامه شهید بلخی برای رقم‌زدن یک تحول اساسی در وضعیت رقت‌بار کشور و تامین وحدت و برادری بر پایه عدالت و برابری، اندیشه سیاسی و انقلابی تعریف شده‌ای برای مبارزه ملی با استبداد ارایه نمود که در اشعار و خطبه‌ها و گفته‌های وی به‌طور صریح و آشکار تبارز یافته است. در عین حال علامه شهید بلخی با درک عمیق از پیچیدگی وضعیت و بنیان‌های استبداد و ساختارهای ممد آن، تلاش نمود تا یک نهضت و حرکت ملی را با اشتراک شخصیت‌های آگاه و هم‌فکر از میان همه افوام کشور پایه‌گذاری نماید تا به‌صورت سازمان‌یافته و نهادمند در برابر استبداد مبارزه فراگیر ملی رقم بخورد.

تاسیس حزب اتحاد و حضور چهره‌های مطرح از همه اقوام کشور در سطح رهبری آن مانند محمد ابراهیم خان گاو سوار، خواجه محمد نعیم خان، میر علی گوهر غوربندی، قربان‌نظر خان، محمد اسلم خان، عبدالغیاث خان، محمد حسن خان بیات، غلام حیدر خان بیات و سید سرور لولنجی، گویای دیدگاه ملی و اندیشه بلند و همه‌شمول اوست.

او فراتر از مرزهای قوم، مذهب، زبان و منطقه می‌اندیشید و با صراحت می‌گفت:

«عزم من در قالب مذهب نگنجد ای رفیق….»

در اندیشه او، پشتون، تاجیک، هزاره، اوزبیک، شیعه و سنی، همگی اعضای یک پیکر و فرزندان یک وطن‌اند و آینده و سرنوشت کشور تنها با اتحاد و همدلی رقم می‌خورد.

هرچند حرکتی را که علامه شهید سید اسماعیل بلخی و هم‌فکرانش آغاز نمود با دستگیری و زندانی‌شدن او به ناکامی انجامید، اما طرح و اندیشه او برای افغانستان مرفه و آزاد و آباد و خالی از استبداد و زنجیر عصبیت کور و جهل و بی‌سوادی، راه‌گشا و راهنمود و الهام‌بخش همه مبارزان پس از او گردید.

او چهارده‌سال از بهترین مرحله عمر خود و تاریک‌ترین برهه تاریخ کشور را در زندان دهمزنگ سپری نمود، اما دیوار زندان نتوانست اندیشه او را متوقف کند و شکوه جسارت و شجاعت او را خرد نماید.

او هم‌چنان از میان دیوارهای بلند زندان، اندیشه‌های بلند و انسانی‌اش را در قالب شعر و چکامه‌های انقلابی بیان نمود. بی‌تردید، چرخش بزرگ سیاسی که در کشور با دهه دموکراسی رقم خورد، از جهاتی بسیار نتیجه مبارزات علامه شهید و هم‌فکران و مبارزان و آزاداندیشان چون او و ابراهیم خان گاوسوار بود.

اکنون که نزدیک به شش‌دهه از شهادت آن بزرگ‌مرد تاریخ افغانستان می‌گذرد، دردمندانه، کشور اسیر همان رنج‌هایی است که روح و روان بلخی را می‌آزرد. کشور، امروز در یک رجعت تاریک بار دیگر سردچار استبداد و ستم و بیداد و تبعیض گردیده است. اندیشه و پیام علامه شهید، امروز نیز بیش از هر زمان دیگری، زنده، راهگشا و مرتبط با شرایط کشور است و هنوز با قدرت و جذابیت تام با مخاطبانش ارتباط برقرار می‌کند.

گویی سال‌ها پیش، خطر گسترش شکاف‌های اجتماعی و جنگ مخفی و صلح منفی را به‌خوبی می‌دید.

شهید بلخی بر تارک اندیشه‌های انقلابی و استبدادستیز تاریخ معاصر کشور می درخشد و اندیشه‌های او هم‌چنان چراغ راه عدالت، آزادی، همزیستی و همبستگی ملی است.

بی‌تردید، میراث فکری و ادبی علامه شهید سید اسماعیل بلخی، به‌عنوان پیشگام ادبیات انقلابی و منادی وحدت و اصلاح، الهام‌بخش همه فرهیختگان مسوولیت‌پذیر است تا افغانستانی مبتنی بر عدالت، کرامت انسانی و همدلی برای همه شهروندانش بنا شود و این شب سیه با ظهور سحر نویدبخش روشنایی و آزادی پایان یابد.

روح آن قامت بلند آزادی‌خواهی و مبارزه با استبداد شاد و یادش گرامی باد.

«ویژه‌نامهٔ پنجاه‌وهشتمین سالیاد علامه سید اسماعیل بلخی»

حمایت از روزنامه راه مدنیت

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

اهدا کردن

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا