مقاله

رسانه‌های تبعیدی؛ سنگر آموزش حقوق بشر

ویژهٔ ۱۴همین سال انتشار روزنامه «راه مدنیت»

سیدعبدالبصیر مصباح، استاد روزنامه‌نگاری و مدیر مسوول رسانه پل ‌سرخ
افغانستان جامعه‌ٔ توسعه‌نیافته و ناامنی است که آمار نقض حقوق بشر در آن افزایش یافته و گزارش‌های بی‌شماری از نقض حقوق بشر و کرامت انسانی در گوشه‎‌‌گوشه این سرزمین به‌چشم می‌خورد. هرچند از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، نهادهای مدافع حقوق بشر، در راستای دیده‌بانی این موضوع فعالیت کردند و دولت نیز در بخش‌هایی توجه نشان داد، اما با سقوط جمهوری، عمق فجایع و نقض حقوق بشر به‌طور قابل توجهی افزایش یافت. از جمله موارد قابل توجه عدم دسترسی دختران به آموزش و تحصیل در اثر بسته‌شدن مکاتب و دانشگاه‌ها بر روی دختران بالای صنف/کلاس ششم است. این مورد بیان‌گر عدم دسترسی کامل دختران به حق آموزش و حقوق فرهنگی است. موارد فوق همه شامل نقض حقوق بشر می‌شود. بدیهی است وقتی سطح دسترسی به منابع آموزشی رسمی مانند مکاتب و دانشگاه‌ها محدود یا مشروط باشد و یا نظام آموزشی تحت تاثیر ایدیولوژی خاص شکل بگیرد،‌ ضرورت یادگیری اصول و ارزش‌های حقوق بشر بیشتر می‌شود.

در این شرایط، در کنار ده‌ها ابزار و عناصر دیگر جهت حمایت از حقوق بشر، به‌خصوص حقوق فرهنگی و آموزشی زنان، یکی از بسترهای که می‌توان به آن امید بست، رسانه‌های تبعیدی است که در راستای افغانستان در بیرون از کشور در ممالک اروپایی و آمریکایی فعالیت دارند. رسانه‌های تبعیدی می‌توانند در زمینهٔ حقوق بشر گام‌های موثری بردارند و و به‌خصوص از زنان و دختران محروم از تحصیل افغانستان حمایت کنند. نقش آموزشی رسانه‌ها را می‌توان در چارچوب وظایف رسانه‌ها، خوب‌تر و علمی‌تر عملی‌ کرد.

رسانه تبعیدی
رسانه تبعیدی به‌عنوان رسانه‌ای تعریف می‌شود که دیگر نمی‌تواند در کشور مربوط به محتوای خود فعالیت کند و به‌دلیل خطر، یا به‌صورت خودخواسته و یا به‌صورت اجباری در مکانی دیگر فعالیت می‌کند. روزنامه‌نگاران تبعیدی مجبور به ترک کشورهای خود می‌شوند، جایی که دیگر قادر به انجام ایمن کار خود -ارائه اطلاعات بی‌طرفانه به مخاطبان‌شان- نیستند. علاوه بر این، برخی افراد پس از اینکه مجبور به ترک کشورشان می‌شوند، به دلایلی مانند دیدگاه‌های سیاسی یا فعالیت‌هایشان، روزنامه‌نگار می‌شوند. در تبعید، آن‌ها به تدریج با استانداردهایی که حرفه روزنامه‌نگاری ایجاب می‌کند، آشنا می‌شوند.

با سقوط جمهوری در سال ۲۰۲۱، اکثریت روزنامه‌نگاران افغانستان به کشورهای اروپایی، آمریکایی و یا هم همسایه مهاجر و پناهنده شدند. خبرنگاران افغانستانی طی پنج سال اخیر، دست به تأسیس رسانه‌های دیداری، وبسایت‌ها و پادکست‌هایی زدند که مشخصا در حوزه افغانستان محتوا تولید می‌کنند.

اهمیت آموزش حقوق بشر
در تعریف کلی حقوق بشر، حقوق بنیادین و انتقال‌ناپذیر است که برای حیات نوع بشر، اساسی دانسته می‌شود؛ یعنی مجموعه‌ای از ارزش‌ها، مفاهیم، اسناد و سازوکارهایی که موضوع‌شان حمایت از مقام، منزلت و کرامت انسانی است به‌طور کلی حقوق بشر «آزادی‌ها، مصونیت‌ها و منافعی است که از طریق ارزش‌های پذیرفته‌شده‌ٔ معاصر، تمام انسان‌ها باید قادر به ادعای آن به‌عنوان یک حق باشند.

احترام به کرامت انسانی، اهمیت‌گذاری به قوانین شهروندی، دوری از رفتارهای تحقیرآمیز با دیگران، منع خشونت و تمرکز بر مصالحه و بردباری، دفاع از حقوق انسانی دیگران و در نهایت دوری از خشونت و گرایش به صلح از جمله مهم‌ترین مولفه‌های آموزشی جهت تحقق حقوق بشر به‌حساب می‌آید.

در سال 1978 کنگره بین‌المللی آموزش حقوق بشر در وین به‌وسیله یونسکو تشکیل شد. این کنگره اولین اجتماع بزرگ متخصصان آموزش دولتی و غیر دولتی بود. در سال 1987 یک کنگره مشابه نیز در مالت برگزار گردیده و دوره‌ای نیز با موضوع آموزش حقوق بشر در منطقه آسیا و اقیانوس آرام در مقر (کمیسیون اقتصادی و اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام) با شرکت کشورها و ناظرین موسسات مختلف تخصصی سازمان ملل متحد برگزار شد. هم‌چنین در چارچوب برنامه‌های چهلمین سالگرد «اعلامیه جهانی حقوق بشر»، مرکز حقوق بشر سازمان ملل متحد، سمینار بین‌المللی را در جنوا در اواخر سال 1988 در مورد آموزش حقوق بشر برگزار کرد که در آن نمایندگان بیش از چهل کشور و سازمان‌های بین‌الدولی و غیر دولتی و رسانه‌های علاقمند شرکت داشتند. در مارچ 1993، برنامه عمل جهانی و برای آموزش حقوق بشر و دموکراسی در مونترال تصویب گردید. در جون همین سال اعلامیه و برنامه عمل وین (ویانا) نیز تصویب شد. در این دو سند، حقوق بشر در مفهوم وسیع آن مورد توجه قرار گرفته است؛ به‌ترتیبی که شامل آموختن بردباری، هم‌بستگی و مشارکت در حیات اجتماعی برای همه افراد بشری می‌شود. در فبروری 1999 کنفرانس آسیایی و اقیانوسیه آموزش حقوق بشر در شهر پونای هند با شرکت کشورهای منطقه و مشاکرت یونسکو و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد تشکیل شد.

با توجه به اهمیت آموزش در رعایت حقوق بشر، سازمان ملل متحد سال‌های 1995- 2004 را دههٔ آموزش حقوق بشر اعلام کرد تا از این طریق موجب افزایش آگاهی جهانی از حقوق بشر و تقویت فرهنگ جهانی حقوق بشر شود.

اعلامیه جهانی حقوق بشر در مورد آموزش حقوق بشر چنین می‌نگارد: «هدف آموزش باید شکوفایی کامل شخصیت و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید حسن تفاهم و گذشت و دوستی بین همه ملت‌ها و همه گروه‌ها از هر نژاد یا هر دین، هم‌چنین گسترش فعالیت‌های ملل متحد را برای حفظ تسهیل کند.»

بنابراین یکی از بارزترین و پربازده‌ترین راه‌های توسعه و ترویج حقوق بشر، نهادینه کردن این ارزش از طریق آموزش‌های کوتاه‌مدت یا بلندمدت است. به‌همین‌دلیل «اجماع فزاینده‌ٔ وجود دارد که آموزش برای حقوق بشر و در چارچوب حقوق بشر یک امر اساسی است و می‌تواند به کاهش نقض حقوق بشر و ایجاد جوامعی آزاد، عدالت‌محور و صلح‌طلب کمک نماید.

نقش رسانه‌ها در آموزش حقوق بشر
دانشمندان علوم ارتباطات، نقش‌های زیادی برای وسایل ارتباط جمعی، از طریق نتایج پژوهش‌های کمی و کیفی قائل شده اند. از ابتدایی‌ترین نظریه‌ها در عرصه‌ٔ تأثیر وسایل ارتباطی (نظریه تاثیر قوی) تا نظریه‌های «تاثیر محدود و مشروط»، «کاشت»، «استفاده و رضامندی»، «برجسته‌سازی» و… موید این نکته‌ٔ مهم است که رسانه‌ها نقش و تأثیری در تنویر، تغییر و تحول افکار عمومی دارند؛ هرچند بعضی متفکران این نقش را ضعیف و عده‌ای هم آن‌را برجسته می‌دانند.

هارولد لاسول؛ متفکر ارتباطات که نخستین تحقیقات را در عرصه‌ٔ «تاثیرگذاری رسانه‌ها» انجام داده است، در مقاله‌ای با عنوان «ساخت و کاکرد ارتباطات در جامعه» سه وظیفه‌ٔ مهم را برای رسانه‌ها تعریف می‌کند:

  • نظارت بر محیط (نقش خبری): ضرورت هماهنگی افراد با دگرگونی‌های جامعه و لزوم انتشار در جامعه را توجیه می‌کند.
  • ایجاد و توسعه همبستگی‌های اجتماعی افراد (نقش راهنمایی): نقش رهبری‌کننده وسایل ارتباطی و تأثیر آن‌ها در بیداری و ارشاد افکار عمومی، اکنون بر هیچ کس پوشیده نیست و روز به روز نیز بر اهمیت آن افزوده می‌شود.
  • انتقال میراث فرهنگی (نقش آموزشی): در این نقش معیارهای خاصی برای انتقال میراث فرهنگی طرف توجه قرار می‌گیرد. این معیارها و ارزش‌ها علاوه بر جوامع محل انتقال به جوامع دیگر هم انتقال می‌یابند.

آموزش و یاددهی به جامعه، از مهم‌ترین نقش‌های و کارکردهای اجتماعی وسایل ارتباط جمعی است. رسانه‌ها می‌توانند با بهره‌گیری از متخصصان در حوزه‌های خاص، زمینه اعتماد مخاطب را در راستای «صحت و درستی» اطلاعات منتشر شده جلب کند. بی‌تردید تفکر مخاطب بر پیام رسانه‌ای که حاوی مفاهیم حقوق بشری، مدنیت و مدارا باشد، جلب می‌شود. به‌همین دلیل «رسانه را می‌توان به‌عنوان ابزاری مستقل برای آموزش مفاهیم شهروندی و رفتارهای مدنی به مخاطبان دانست.»

طبق نظر پورتو، تلویزیون با فراهم آوردن چارچوب‌های مفهومی برای تفسیر و پردازش اطلاعات به نگرش‌های افراد در خصوص مسائل مدنی، موضوعات سیاسی و امور عمومی جهت داده و به شکل‌گیری مفاهیم و رفتارهای خاص کمک می‌کند. او نظریه «شهروند آگاه» را به‌دلیل عدم توجه به «شیوه پردازش اطلاعات» مورد انتقاد قرار داده و نظریه‌ٔ «شهروند پردازشگر» را الگوی بهتری برای آموزش مهارت‌های شهروندی یا رفتارهای مدنی و فهم نقش رسانه‌ها در این گسترده می‌داند.

برگزاری گفتمان‌های رسانه‌ای
با توجه به کاکرد آگاهی‌بخشی مطبوعات، ایجاد گفتمان‌های مطبوعاتی، تلویزیونی و رادیویی با سوژه‌های نظیر «راه‌های توسعه‌ٔ حقوق بشر در افغانستان»، «نقش مکاتب در آموزش حقوق بشر»، «عوامل انسانی خشونت علیه زنان در افغانستان» و سوژه‌های بی‌شمار و بکر دیگر از مهم‌ترین نقش‌های رسانه‌های تبعیدی در این عرصه به‌حساب می‌آید. واضح است که تحلیل‌گران و مصاحبه‌شوندگان در این بخش، افراد خبره، آگاه و مسوول‌اند که با بیان‌های علمی و جامعه‌شناختی می‌توانند راه‌های دست‌یابی به موضوع را مشخص کنند. از دیدگاه ویندال نویسنده‌ٔ کابرد نظریه‌های ارتباطات، این نقش وسایل ارتباطی، شامل «کاکرد آگاهی‌بخش» می‌شود. هدف این است که نوعی انتقال دانش روی دهد (که به نوبه‌ٔ خود می‌تواند نگرش‌ها و رفتارها را تغییر دهد). مقصود از این کارکردها ممکن است دستیابی به مخاطبانی آگاه‌تر باشد. آگاهی بیش‌تر می‌تواند مخاطب را در اخذ تصمیم‌های بهتر (از دیدگاه فرستنده) یاری دهد.

تخصیص برنامه‌های تلویزیونی
این بخش، تمرکز بیش‌تر بر موضوع دارد و شامل وظیفه‌ٔ آموزشی و خبری وسایل ارتباط جمعی می‌شود. کارورزان رسانه‌های تبعیدی افغانستان در چارچوب این وظیفه‌ٔ رسانه‌ها می‌توانند برنامه‌های مشخصی آموزش حقوق بشر و شهروند را در تلویزیون‌ها و پادکست‌ها تولید و نشر کنند. بدون شک این برنامه‌ها می‌توانند شامل اطلاع‌دهی، سرگرمی و یا هم آموزشی محض در راستای حقوق بشر باشد. ابتدایی‌ترین نوع آن، آموزش حقوق بشر به‌شکل نظام آموزشی معارف با وجود یک آموزگار و چند مخاطب در استدیو است. اما می‌توان شمایل این برنامه‌ها را توسعه بخشید؛ روزآمدتر، دیدنی و عمیق‌تر ساخت.

نشر مقاله و تحلیل‌‌های حقوق بشری
این کارکرد شامل محتوای وسایل ارتباطی چاپی و الکترونیک (متنی) است. بدون شک، پس از نشر اخبار مربوط به نقض حقوق بشر و یا هم احساس نیاز به آموزش حقوق بشر، ژورنالیستان و یا نویسندگان می‌توانند با تحلیل‌های روزنامه‌ای و پژوهشی عوامل فرهنگی، زیرساخت‌ها و ریشه‌های نقض حقوق بشر را کنکاش کرده و با طرح‌ها و پیش‌نهادهای علمی می‌توانند افقی روشنی در برابر مردم به نمایش گذارند.

لازم است که این‌جا از ضعف نهادهای فرهنگی و کم‌توجهی نویسندگان یادآوری کرد؛ چرا که نه‌تنها در عرصه‌ٔ حقوق بشر؛ بل‌ در همه‌ٔ عرصه‌ها، آمار پژوهش‌های کتاب‌خانه‌ای، اسنادی و عمیق در مقایسه با نیاز جامعه و روند رو به توسعه‌ٔ کشورهای همسایه و منطقه، بسیار ضعیف و ناکارآمد است. بنابراین از اصلی‌ترین استراتژی‌ها و جدی‌ترین نیازها برای جامعه افغانستان، توجه عمیق به این موارد با استفاده از پژوهش‌های علمی است.

معرفی و نقد کتاب در حوزه حقوق بشر
رسانه‌ها به‌ویژه روزنامه‌ها و وبسایت‌ها زمینه‌ٔ مناسبی برای نقد و معرفی کتاب هستند. آگاهان و فعالان حقوق بشر با استفاده از این کانتکست فرهنگی می‌توانند کتاب‌های مفید و راه‌گشای ملی و بین‌المللی را به معرفی گیرند و نقد کنند. این مورد از یک طرف روند مطالعه، آگاهی و فرهنگی شدن کشور را توسعه می‌بخشد و از سویی، مخاطبان رسانه‌ها را با واژگان حقوق بشر، اهمیت و جایگاه آن در جامعه آگاه می‌سازد.

تهیه گزارش‌های تحقیقی
نگاهی بر تلاش‌ها و توافق‌های بین‌المللی نظیر اهداف توسعه‌ٔ هزاره که بر موضوع فقرزدایی صراحت دارد، نشان می‌دهد که کودکان و زنان و به‌ویژه در مناطقی که مصادیق فقر فرهنگی نظیر رواج آداب و رسوم غلط و خرافی نمایان است، بیش از سایران دچار عوارض محرومیت هستند. اما این موضوع زمانی حاد می‌شود که حاکمیت و دستگاه دولتی خودش متهم به نقض حقوق بشر باشد. بنابراین، برجسته کردن ابعاد گسترده فقر و نقض حقوق بشر و توسعه‌‌نیافتگی افغانستان به‌عنوان مصادیقی از چنین مناطق توسط رسانه‌ها و تبدیل کردن این رنج‌ها، نگرانی‌ها و تلخی‌ها به گفتمان‌های حاکم و جلب کردن توجه جهان به مسأله افغانستان از وظایف مهم روزنامه‌نگاران و رسانه‌های در تبعید است.

توجه به روزنامه‌نگاری صلح
در عرصه‌ٔ ارتباطات، روزنامه‌نگاری نه تنها یک حرفه؛ بل یک رسالت اجتماعی و انسانی دانسته می‌شود. یعنی خبرنگاران در کنار این‌که به تهیه‌ و نشر گزارش‌ها می پردازند، به چگونگی نقش، تاثیر و کارکرد فعالیت‌های حرفه‌ای‌شان باید توجه و اهمیت قایل شوند. بنابراین، صلح به‌عنوان عامل کاهش‌دهندهٔ خشونت و تأمین‌کننده‌ٔ فضای آرام‌بخش، از مهم‌ترین عامل توجه به حقوق بشر است. با این وصف، توجه به روزنامه‌نگاری صلح، زمینه‌ٔ تساهل و تسامح در جامعه را فراهم کرده و در نهایت به تقویت و توسعهٔ حقوق بشر در کشور منجر می‌شود، طوری‌که یکی از نویسندگان به صلح، به‌عنوان یکی از ارزش‌های خبری، خصوصا در کشورهای جهان سوم نگاه می‌کند: «درواقع «ارزش صلح» را به این دلیل می‌توان به ارزش‌های خبری موجود افزود که گزارشگری صلح در پی شناسایی و کشف همه عوامل درگیری و خشونت و خارج کردن آنها از دستور کار رسانه‌ای و باز کردن فضا بری گفتگو درباره‌ٔ صلح است.» بنابراین رسانه‌های تبعیدی مسوولیت جدی دارند تا به‌جای برجسته‌سازی آجندای خشونت، درصدد تقویت گفتمان صلح و همدلی برای مردم افغانستان باشد؛ البته این مسأله با پشتیبانی از حکومت یا هم‌گرایی با حاکمیت  فرق دارد.

نتیجه‌گیری
آموزش حقوق بشر، از مهم‌ترین نیازهای جوامع است، تا جایی‌که سازمان ملل متحد سال‌های 1995- 2004 را دهه آموزش حقوق بشر اعلام کرد تا از این طریق موجب افزایش آگاهی جهانی از حقوق بشر و تقویت فرهنگ جهانی حقوق بشر شود. هم‌چنین توضیح داده شد که رسانه‌ها وظایفی چون خبری، راهنمایی و رهبری و آموزشی دارند که شامل نظارت بر محیط، توسعه جامعه و انتقال میراث‌های فرهنگی می‌شود.

از آن‌‌جا‌که حقوق بشر را می‌توان به دو شکل رسمی و غیر رسمی آموزش داد، یاددهی به‌وسیله نهادهای ارتباط جمعی، شامل آموزش غیر رسمی می‌شود که همه سنین، تحصیلات متفاوت و جامعه‌ٔ آماری گوناگون را در بر می‌گیرد. در آموزش غیر مستقیم، تهیه گزارش از وضعیت نامطلوب حقوق بشر و تهیه گزارش از نشست‌ها و دوره‌های آموزشی حقوق بشر توسط انجمن‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر و یا هم دانشگاه‌ها را از جمله شیوه‌های آموزش غیر مستقیم می‌داند. در آموزش مستقیم، تخصیص گفتمان‌های تلویزیونی به موضوع حقوق بشر و انتشار مقالات علمی و تبصره‌های ژورنالیستی در تلویزیون‌ها و رسانه‌های آنلاین یکی از راه‌های حمایت از حقوق بشر شناخته شده است.

هم‌چنین این مقاله نشان‌گر آن است که با استفاده از ارتباطات برنامه‌ریزی‌شده چون شکل‌دهی برنامه‌های گفتمانی تلویزیونی و رادیویی، تهیه گزارش، تمرکز بر روزنامه‌نگاری صلح و نظارت از اعمال حکومت می‌توان حقوق بشر را به‌صورت مستقیم و غیر مستقیم از ورای پیام‌های رسانه‌ای به جامعه آموزش داد.

نوشته‌های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا