تحلیل

رسانه‌های اجتماعی؛ رقیب یا رفیق رسانه‌های سنتی؟

ویژهٔ چهاردهمین سال انتشار راه مدنیت

دست‌کم از دهه نخست قرن بیست‌ویکم به این طرف، به دلیل همگانی‌شدن اینترنت و توسعهٔ روزافزون ابزارهای ارتباطی و تکنولوژی، شاهد تحول‌های مستمر و شگرف در حوزه‌های مختلف زندگی و مناسبات جامعه بشری بوده‌ایم. در این میان اما، گسترده‌ترین و شگرف‌ترین تحول‌ها و دگردیسی‌ها در حوزهٔ رسانه اتفاق افتاده است.

رسانه‌های سنتی مثل روزنامه، رادیو و تلویزیون ده‌ها سال بود که بدون هیچ رقیبی در حوزهٔ ارتباطات و اطلاعات حکم‌روایی می‌کردند و جامعهٔ مخاطبان بدون هیچ اعتراض و نظری، از آن‌ها می‌خواندند، می‌شنیدند، می‌دیدند و می‌آموختند. مردم به گرفتن اطلاعات یک‌سویه عادت کرده بودند و هیچ اعتراض و انتقادی در کار نبود. بر فرض اگر اعتراضی یا نارضایتی‌ای وجود داشت، باید از مسیر غیرشفافِ ارسال نامه به تحریریه‌ها اقدام می‌شد که آن هم تاثیری بر حاکمیت بی‌چون و چرای این امپراتورهای رسانه‌ای نداشت.

در ماه سپتامبر ۲۰۰۶ پلتفرم فیس‌بوک عمومی شد و هر کس که بالاتر از ۱۳سال سن و یک حساب ایمیل معتبر داشت، می‌توانست یک رخ‌نامه شخصی برای خودش ایجاد کند. قبل از آن، فیس‌بوک صرفا یک پلتفرم دانشجویی میان دانشجویان آمریکایی بود. اما تا سال‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰، به‌جز در آمریکا و شماری از کشورهای جهان اول، مردم در جهان رو به توسعه آگاهی چندانی از این رسانه اجتماعی نداشتند. بعد از این سال‌ها بود که فیس‌بوک آهسته آهسته راهش را به کشورهای جهان سوم باز کرد و میلیون‌ها حساب به این شبکه افزوده شدند. یوتیوب یک سال زودتر یعنی در سال ۲۰۰۵ تاسیس شد. بعد از آن توییتر یا ایکس وارد بازار رقابت شد و بعدتر واتس‌اپ و اینستاگرام و در نهایت در سال۲۰۱۶ تیک‌تاک نیز وارد خانوادهٔ بزرگ رسانه‌های اجتماعی شد.

در ابتدا فیس‌بوک در میان عوام فقط جنبه سرگرمی-ارتباطی داشت و کمتر به جنبهٔ اطلاعاتی آن توجه می‌شد؛ ولی سیاسیون و نهادها از همان اول این پلتفرم را ابزار مناسبی برای تبلیغات و اطلاعات یافتند. با آمدن توییتر یا ایکس که از آغاز جنبهٔ خبری-اطلاعاتی داشت، جریان خبر و اطلاعات میان عوام نیز باز شد. اکنون میلیون‌ها حساب ایکس، فیس‌بوک، اینستاگرام، تلگرام، واتس‌اپ و غیره وجود دارند و جریان اطلاعات نه تنها یک‌طرفه نیست، که به‌طور گسترده دو‌جانبه شده است. مردم بخشی از معلومات مهم خود را از رسانه‌های سنتی می‌گیرند، در حالی که خود به تامین‌کننده، تولیدکننده و جریان‌دهندهٔ معلومات گسترده روزمره در حوزه‌های مختلف بدل شده‌اند. رسانه‌های اجتماعی به مخاطبان اجازه می‌دهند به‌طور مستقیم زیر اخبار کامنت بنویسند، سوال بپرسند یا اعتراض کنند. این تعامل باعث شده رسانه‌های سنتی بیشتر به نیازهای واقعی مردم توجه کنند تا سیاست‌های دیکته‌شده از بالا.

حال سوال این است که آیا گسترش رسانه‌های اجتماعی در تقابل با رسانه‌های سنتی واقع شده، یا دست رسانه‌های سنتی در تعامل با رسانه‌های اجتماعی بیش از پیش در ارایه و گرفتن معلومات بازتر شده است؟ فضای متکثر رسانه‌ای جدید چقدر به نفع مخاطبان و به همین ترتیب به نفع رسانه‌های سنتی تمام شده است؟ آیا می‌توان تعامل میان رسانه‌های سنتی و اجتماعی را با دید خوش‌بینانه نگاه کرد؟

شماری از کارشناسان حوزهٔ رسانه به این باورند که رسانه‌های اجتماعی دقیقا در نقطهٔ مقابل رسانه‌های سنتی قرار گرفته و گسترش قدرت این رسانه‌ها سبب تضعیف و یا شاید افول رسانه‌های سنتی شود و ممکن است به زودی بحث جایگزینی مطرح گردد. اما تحقیقات جدید نشان می‌دهند که این برداشت از وضعیت موجود رسانه‌ای، در هجوم رسانه‌های اجتماعی، نادرست و دور از واقعیت است.

تحقیقی که در سال۲۰۱۹ در دانشگاه آدیس‌آبابا توسط بیتیما میلکسا (Bitima Milkessa) انجام شده است، نشان می‌دهد که رسانه‌های سنتی خیلی زود متوجه شدند که رسانه‌های اجتماعی فرصت جدیدی را برای آن‌ها فراهم کرده‌اند و بستری که توسط پلتفرم‌های مجازی ایجاد شده، دست رسانه‌های سنتی را در رسیدن به مخاطب و اهداف نشراتی بازتر می‌کند. اما در کنار این فرصت ایجادشده می‌بایست رسانه‌های سنتی شرایط جدید را هم درک کنند.

رسانه‌های اجتماعی در واقع رسانه‌های سنتی را وادار به همگرایی، نوآوری در تولید محتوا (چندرسانه‌ای) و جستجوی مخاطب در پلتفرم‌های آنلاین کردند و نظریهٔ «همگرایی» و «تکامل» در فضای رسانه‌ای به جای «جایگزینی» غالب شد. در واقع ظهور گسترده رسانه‌های اجتماعی نه‌تنها سبب تضعیف رسانه‌های سنتی نشد و جریان اطلاعات را آسیب نزد، که سبب گردش آزاد اطلاعات شد و در تعامل با یکدیگر، اکوسیستم رسانه‌ای را نیز تکمیل کردند. اما در عین زمان، رسانه‌های اجتماعی تغییرات گسترده‌ای را هم در نحوه تبادل اطلاعات و هم در تشکیلات و شمایل رسانه‌های سنتی سبب شدند که چند مورد را به صورت فشرده مورد بحث قرار می‌دهیم.

شهروند-خبرنگاران

مرز بین تولیدکننده و مصرف‌کننده خبر از بین رفته است. مردم عادی با گوشی‌های خود اولین تصاویر را منتشر می‌کنند و در آنِ واحد رویداد را به تمام دنیا مخابره می‌کنند. نکته جالب این است که مخاطبان دیگر منتظر هدایت جریان اطلاعات از سوی رسانه‌های سنتی نیستند و خود با سلایق و برداشت‌های شخصی، خبر و معلومات تولید می‌کنند. این نکته باارزش‌ترین دستاورد رسانه‌های اجتماعی است؛ چون دیگر جهان درگیر امپریالیسم خبری (News Imperialism)  از سوی قدرت‌های بزرگ و رسانه‌ها نیست. در دست‌کم دو سال اخیر تقریبا همه مردم متوجه شده‌اند که بنگاه‌های بزرگ خبری با تمام تلاش نتوانستند مسیر جریان اطلاعات را منحرف کنند. رسانه‌های بزرگ نه تنها دیگر قادر به انحراف مسیر جریان اطلاعات نیستند، که به‌طور بی‌سابقه‌ای به محتوای شبکه‌های اجتماعی که توسط مردم عادی تامین و تولید می‌شوند وابسته هستند. رسانه‌های سنتی در موارد زیاد از محتوای شبکه‌های اجتماعی به عنوان منبع اولیه استفاده می‌کنند. به سخن ساده، گردآوری خبر  (News gathering)  اکنون بیش از پیش ساده شده است.

در گذشته، خبرنگاران باید برای پوشش یک رویداد به محل اعزام می‌شدند؛ اکنون رسانه‌های اجتماعی به عنوان یک «سیستم هشدار زودهنگام» عمل می‌کنند. خبرنگاران سوژه‌های خود را از پست‌های مردمی پیدا می‌کنند و در برخی موارد مخاطبان، خود به عنوان خبرنگار داوطلب عمل کرده و محتواهای متنوع در اختیار رسانه‌های سنتی قرار می‌دهند. در اعتراض‌های اخیر در جمهوری اسلامی ایران، هزاران معترض محتوای تولیدشده خود را به صورت اختصاصی به بی‌بی‌سی فارسی، ایران اینترنشنال و رسانه‌های دیگر ارسال می‌کردند و به همین شکل بخش بزرگ محتوای خبری همین رسانه‌ها از پست‌های معترضان در فضای مجازی تامین می‌شد.

رفع دروازه‌بانی خبر (Gatekeeping)

در روزنامه‌نگاری سنتی، سردبیران «دروازه‌بان» بودند و تصمیم می‌گرفتند چه خبری منتشر شود. اما حالا این‌گونه نیست. وقایع و رویدادها توسط مردم به شکل متنوع پردازش می‌شوند و از زوایای گوناگون توسط افراد عادی بازتاب داده می‌شوند. در مواردی شبکه‌های اجتماعی با ترند کردن یک موضوع مهم و حساس که رسانه‌های سنتی قصدی برای پوشش آن ندارند، سبب تولید خبر، تفسیر و بازتاب گسترده آن خبر شده و رسانه‌های سنتی را مجبور به واکنش می‌کنند.

تماس مستقیم و نظرسنجی همه‌روزه با مخاطبان

در گذشته رسانه‌های سنتی ناگزیر بودند هر از گاهی نظر‌سنجی راه بیندازند تا بتوانند ذایقه‌ها و دیدگاه‌های مخاطبان خود را در قبال کار رسانه‌ای دریافت کنند. این کار نیرو، زمان و هزینه نیاز داشت. اما اکنون همه‌روزه رسانه‌های سنتی می‌توانند با بررسی دیدگاه‌ها (کامنت) و علامت پسندیدن (لایک)، متوجه شوند که کار رسانه‌ای‌شان از چه محبوبیتی در میان مخاطبان برخوردار است و در چه مواردی نیاز به دقت بیشتر دارند. این کار موجب می‌شود که رسانه‌ها همیشه مطابق دیدگاه و ذایقه مخاطبان (که در واقع رضایت مخاطبان ضامن پایداری رسانه‌هاست)، محتوای خود را به‌روز نگه دارند و رضایت مخاطب را کسب کنند. از طرف دیگر هیات تحریریه یا بورد نشراتی راحت‌تر متوجه می‌شوند که برنامه‌ها و پلان‌های نشراتی خود را مطابق میل مخاطبان تنظیم و ترتیب کنند.

تبلیغ و ترویج محتوا (Content Promotion)

رسانه‌های اجتماعی پتانسیل خوبی را که برای دنیای بیزنس ایجاد کرده است، برای رسانه‌های سنتی نیز مفید و موثر واقع شده است. اکنون رسانه‌های سنتی به کمک همین ظرفیت شبکه‌های اجتماعی علاوه بر اینکه با تولید و انتشار محتوای چندرسانه‌ای (Multi Media)  تعداد مخاطبان یا فالوورهای خود را افزایش می‌دهند، به درآمدهای قابل‌توجهی نیز دست می‌یابند که بدون کمک رسانه‌های اجتماعی اصلا ممکن نبود. هم‌زمان رسانه‌های سنتی با نشر لید و لینک اخبار و مطالب حساس، مخاطبان را برای گرفتن اشتراک بر می‌انگیزند و از این طریق نیز از کمک رسانه‌های اجتماعی به صورت بهینه مستفید می‌شوند.

ترجمهٔ آنلاین

طی سال‌های اخیر و با به میان آمدن هوش مصنوعی  (Artificial Intelligence)گزینهٔ برگردان به تمام زبان‌های زنده دنیا هم‌زمان و آنلاین نیز در شبکه‌های اجتماعی فعال شده است. این گزینه هرچند هنوز کارش چندان قابل اعتماد نیست و به مرحله کامل هوشمندی برای برگردان ترمینولوژی‌ها در کانتکست‌های متفاوت فرهنگی-جغرافیایی نرسیده است، ولی تا حد زیادی مساله نفهمیدن زبان را رفع کرده است. حالا یک کاربر فارسی‌زبان به راحتی می‌تواند پیام کلی یک خبر که در فاکس‌نیوز به انگلیسی آمریکایی نوشته شده را بفهمد و متوجه شود قضیه اعتراض‌ها از چه قرار است. اما با این حال در دنیای دیجیتالی امروز بحث سرعت خبر مستلزم احتیاط و دقت بیشتر شده است.

اخبار جعلی (Fake news)

با گسترش شبکه‌های اجتماعی و دسترسی همگانی به اینترنت و ابزارهای ارتباطی، اخبار جعلی همه‌روزه در همه زمینه‌ها نشر و پخش می‌شوند. گاهی این اخبار جعلی به سرعت در میان کاربران غیرحرفه‌ای دست‌به‌دست شده و به مسایل داغ فضای مجازی تبدیل می‌شوند. اینجاست که ورود رسانه‌های سنتی با امکانات وسیع و تجربهٔ کار حرفه‌ای که در اختیار دارند می‌تواند مساله را روشن سازد و موضوع را راستی‌آزمایی کند. اما موضوع به همین سادگی هم نیست؛ گاهی خبرنگاران و رسانه‌های سنتی نیز گرفتار این دام رسانه‌های اجتماعی می‌شوند. بر این اساس دقت و وثوق خبر باید همیشه در اولویت قرار گیرد و قربانی سرعت نشود. بحث حریم خصوصی نیز از مباحث عمده‌ای است که با ظهور رسانه‌های اجتماعی گاهی نقض می‌شوند. خبرنگاران آگاه و مسوولیت‌پذیر می‌دانند که چگونه به حریم خصوصی افراد احترام بگذارند و قواعد ملی و بین‌المللی رسانه‌ای را پاسداری کنند.

علاوه بر آنچه در بالا گفته شد، در دنیای غرب هم‌چنان رسانه‌های سنتی اقتدار خود را حفظ کرده و مردم معلومات مهم و اطلاعات حساس را از این رسانه‌ها می‌گیرند. در این جوامع انسان‌ها معتاد به مطالعه فیزیکی هستند. درصد بالایی از این جوامع در چندین روزنامه، کانال تلویزیونی و وب‌سایت‌های خبری محلی و بین‌المللی مشترک هستند. آن‌ها صبح‌ها قبل از رفتن به کار، تیترهای روزنامه‌ها را مرور می‌کنند و اگر فرصتی در میانه سفر در وسایل نقلیه عمومی دست داد باقی مطالب را می‌خوانند. در صورتی که مطالب روزنامه برای اقناع‌شان کافی نباشد، سری به اینترنت می‌زنند و مستقیم وارد پایگاه‌های خبری معتبر و حساب‌های نهادها و شخصیت‌های حقوقی می‌شوند تا بدانند مساله از چه قرار است.

نتیجهگیری

ساده و کوتاه می‌توان گفت که رسانه‌ها و پلتفرم‌های اجتماعی نه تنها در تقابل با رسانه‌های سنتی قرار نگرفته‌اند، که هماهنگی میان هر دو موجب شکل‌گیری یک اکوسیستم کامل و سودمند رسانه‌ای نیز شده است. رسانه‌های سنتی به‌صورت گسترده از رسانه‌های اجتماعی برای تقویت پایگاه و اقتدار خود سود می‌برند و از آنان به عنوان ابزارهای مفید و سودمند استفاده می‌کنند. به عنوان آخرین حرف می‌توان گفت که امروزه مرز میان رسانه‌های سنتی و اجتماعی تقریبا برداشته شده و با تعامل گسترده و معناداری که میان دو نوع رسانه به میان آمده است، با قاطعیت نمی‌توان این مرزبندی را تایید کرد.

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا