روایت

ترنم سیدی: بدون حضور زنان، هیچ راه حلی مشروع و پایدار نیست

روایت زنان افغانستان (۸)

پنج سال پس از سقوط نظام جمهوری در افغانستان، آنچه بر زنان این کشور رفته را دیگر نمی‌توان فقط مجموعه‌ای از محدودیت‌های حقوقی و اجتماعی دانست؛ بل می‌توان آن را کاملا روایتی آشکار از حذف تدریجی و سازمان‌یافتهٔ نیمی از جامعه از عرصهٔ عمومی از کار و آموزش گرفته تا تصمیم‌گیری سیاسی، تولید دانش، اقتصاد، فرهنگ و حتا حق دیده‌شدن عنوان کرد.

ترنم سیدی؛ رهبر شبکه مشارکت سیاسی زنان افغانستان، در یک پیام ویدیویی اختصاصی به روزنامه راه مدنیت، این وضعیت را فراتر از یک بحران حقوق بشری دانسته و آن را یکی از آشکارترین نمونه‌های «مهندسی اجتماعی مبتنی بر تبعیض جنسیتی» در جهان معاصر توصیف می‌کند.

او می‌گوید که افغانستان در پانزدهم آگوست۲۰۲۱ تنها یک حکومت را از دست نداد؛ بل یکی از بنیادی‌ترین باورهای جهان معاصر نیز به چالش کشیده شد: این باور که کرامت انسانی، آزادی و برابری، ارزش‌هایی جهان‌شمول و غیرقابل معامله‌اند.

به باور سیدی، آنچه در این پنج سال اتفاق افتاده، فقط تغییر یک ساختار سیاسی یا محدودشدن چند حق مدنی نبوده است. در این مدت، الگویی از حکمرانی شکل گرفته که حذف سیستماتیک زنان را به ابزاری برای تثبیت قدرت تبدیل کرده است؛ الگویی که در آن، زن نه‌تنها از حق آموزش و کار؛ بل از حضور در فضای عمومی، مشارکت در تصمیم‌گیری، تولید دانش و فرهنگ و نقش‌آفرینی در ساختن آینده کشور کنار گذاشته می‌شود.

اما شاید به گفتهٔ او، خطرناک‌تر از خود این حذف، عادی‌شدن آن باشد. سیدی می‌‌افزاید که اگر قرار باشد از بزرگ‌ترین خسارت پنج سال گذشته سخن گفته شود، نباید تنها از ساختمان‌ها، نهادها یا فرصت‌های شغلی از دست‌رفته گفت؛ زیرا خسارت بزرگ‌تر، تلاش برای عادی‌سازی بی‌عدالتی است. وقتی حذف نیمی از جمعیت یک کشور، از یک فاجعه به خبری روزمره تبدیل شود، مساله دیگر تنها افغانستان نیست؛ بل فرسایش تدریجی همان اصولی است که جامعهٔ جهانی مدعی دفاع از آن‌هاست.

با این همه، روایت زنان افغانستان از دیدگاه وی، روایت حذف و شکست نیست؛ در میان تمام محدودیت‌ها، مقاومت هم‌چنان ادامه دارد؛ مقاومتی که الزاما در خیابان‌ها دیده نمی‌شود. در دختری که در سکوت درس می‌خواند، در مادری که امید را به فرزندش منتقل می‌کند، در زنی که حقیقت این روزها را ثبت می‌کند و در صدایی که حاضر نیست سکوت را بپذیرد.

سیدی باور دارد که طالبان با وجود تلاش برای حذف زنان از عرصهٔ عمومی، نتوانسته‌اند ارادهٔ آنان را تسخیر کنند. به گفته او، زنان افغانستان در همین سال‌ها، از موضوع تاریخ به راویان آن تبدیل شده‌اند؛ زنانی که اگرچه از بسیاری از عرصه‌های رسمی کنار زده شده‌اند، اما تجربه، مقاومت و روایت خود را حفظ کرده‌اند.

او خطاب به زنان و دختران افغانستان می‌گوید که مبارزهٔ آنان تنها برای بازپس‌گیری حقوق امروز نیست؛ بل پاسداری از آینده افغانستان است؛ زیرا استبداد پیش از آن‌که سرزمین‌ها را اشغال کند، حافظهٔ ملت‌ها را هدف قرار می‌دهد.

از همین رو، رهبر شبکهٔ مشارکت سیاسی زنان بر حفظ حقیقت، دانش و هم‌بستگی تاکید می‌کند؛ سه سرمایه‌ای که به باور او هیچ قدرتی نمی‌تواند از زنان افغانستان مصادره کند.

اما در سوی دیگر این روایت، جامعه جهانی قرار دارد؛ جامعه‌ای که به اعتقاد وی، نباید افغانستان را تنها در قالب یک پروندهٔ بشردوستانه یا یک مسالهٔ امنیتی ببیند.

افغانستان به باور او، امروز به آزمونی برای اعتبار حقوق بین‌الملل و وجدان جمعی جهان تبدیل شده است. اگر حذف سازمان‌یافتهٔ نیمی از جمعیت یک کشور نتواند واکنشی فراتر از ابراز نگرانی ایجاد کند، مساله تنها شکست در برابر یک بحران افغانستان نخواهد بود؛ بل اعتبار نظام جهانی حقوق بشر نیز زیر سوال خواهد رفت.

در چنین شرایطی، شبکهٔ مشارکت سیاسی زنان افغانستان سه مطالبهٔ مشخص را در آستانهٔ پنجمین سالگرد سقوط جمهوری مطرح می‌کند: به‌رسمیت‌شناختن آپارتاید جنسیتی به‌عنوان یک جنایت مستقل در حقوق بین‌الملل؛ پایان دادن به مصونیت از مجازات و ایجاد سازوکارهای الزام‌آور برای پاسخگو ساختن عاملان نقض حقوق بشر و تضمین مشارکت واقعی، مستقل و تصمیم‌ساز زنان در تمامی روندهایی که به آیندهٔ سیاسی افغانستان مربوط می‌شود.

در میان این مطالبات، یک اصل برای از نگاه وی بنیادی است: هیچ آینده‌ای برای افغانستان بدون حضور زنان نمی‌تواند مشروع و پایدار باشد. او می‌گوید: «هر راه‌ حلی که زنان در طراحی آن حضور نداشته باشند، نه مشروع خواهد بود و نه پایدار.»

این سخن، در واقع فراتر از یک مطالبهٔ سیاسی است؛ تاکیدی است بر این‌که زنان افغانستان نباید تنها موضوع گفت‌وگو دربارهٔ آینده کشور باشند؛ بل باید خود در جایگاه تصمیم‌گیرندگان و طراحان آن آینده حضور داشته باشند.

او در پایان از افغانستانی سخن می‌گوید که مشروعیت‌اش از ارادهٔ آزاد مردم سرچشمه بگیرد، نه از انحصار قدرت؛ افغانستانی که قانون در آن ابزار حاکمان نباشد؛ بل پناهگاه شهروندان باشد، افغانستانی که در آن هیچ دختری به دلیل جنسیت از رویاهایش محروم نشود و هیچ زنی برای اثبات انسان بودن خود مجبور به جنگیدن نباشد.

این شاید مهم‌ترین بخش روایت وی از پنج سال گذشته باشد: باور به این‌که استبداد می‌تواند انسان‌ها را برای مدتی خاموش کند، اما نمی‌تواند آینده را برای همیشه از ملتی بگیرد که به آزادی ایمان دارد.

این پیام در چارچوب مجموعهٔ «روایت زنان افغانستان» با عنوان «پنج سال محرومیت، ایستادگی و امید!» به‌مناسبت پنجمین سالگرد سقوط نظام جمهوری و وخامت فزاینده وضعیت بشری پس از آن در افغانستان، از سوی روزنامه راه مدنیت منتشر می‌شود؛ مجموعه‌ای که با هدف بازتاب تجربه‌ها، روایت‌ها و پیام‌های زنان افغانستان تهیه و نشر می‌گردد.

حمایت از روزنامه راه مدنیت

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

اهدا کردن

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا