
هنگامی که با بحران هویت مواجه میشوید، زندگی از نظر شما آشفته و بههمریخته به نظر میرسد. از آنجا که در مسیر کشف این پرسش هستید که «من کی هستم؟» یا در بزرگسالی «چه کسی خواهم بود؟»، ممکن است نقشها، مناسبات و رفتارهای متفاوتی را کشف و تجربه کنید.
با ورود به مرحلهای تازه از زندگی و شکلگیری احساسی نو از خود، اعتقادات، باورها و ارزشهای شما بهطور مداوم در حال تغییر است و گاه با ارزشهای پیشینتان در تنش قرار میگیرد. در این مسیر، طبیعی است که گاهی دچار تردید و ناباوری نسبت به خود و جایگاهتان در جامعه شوید.
بازگشتناپذیری مراحل زندگی میتواند به تداوم بحران هویت و در نهایت به شرایطی بهشدت گیجکننده منجر شود. با این حال، اگر این مراحل را با موفقیت پشت سر بگذارید، به بلوغ بیشتر و احساسی قویتر نسبت به خود دست خواهید یافت.
بحران هویت برای افرادی که آن را تجربه میکنند، همیشه واضح و روشن نیست. درست است که متوجه چیزی متفاوت و ناراحتکننده در خود میشوید، اما تا زمانی که جزییات آن را نشناسید، نخواهید دانست دقیقا چه چیزی در حال رخ دادن است. بنابراین چگونه میتوان فهمید که دچار بحران هویت شدهایم یا نه؟
در ادامه، به پنج نشانه مهم بحران هویت در نوجوانان میپردازم:
۱- پرسشهای اساسی معطوف به این سؤال که «کی هستید؟»
پرسش درباره جنبههای مختلف زندگی میتواند نشانهای مهم از بحران هویت باشد. برای مثال، سوالهایی درباره شخصیت خود: آیا فرد مهربانی هستید؟ صادق و راستگو هستید؟ دیگران چه برداشتی از شما دارند؟ آیا شما را فردی درستکار میشناسند؟ باهوش هستید یا نه؟
احتمالا پرسشهایی درباره ویژگیها و صفاتی در ذهن دارید که نشان میدهد چگونه خود را تعریف میکنید. برای نمونه، ممکن است از خود بپرسید که آیا فردی درونگرا هستید یا دیگران شما را انسانی میشناسند که تعامل با او آسان است؛ یا برعکس، فردی هستید که ارتباطگیری با او زمانبر و دشوار است.
اینکه چه چیزهایی در زندگی شما مهمتر و باارزشترند نیز ممکن است به پرسش تبدیل شود. شاید از خود بپرسید آیا واقعا به محرکها و انگیزههای فعلی زندگیتان علاقه دارید یا نه. همچنین ممکن است پرسشهایی درباره اهداف زندگیتان داشته باشید؛ اهدافی که اکنون با آنچه پیشتر به آن باور داشتید متفاوت به نظر میرسند.
۲- اضطراب و نارضایتی در زندگی
بحران هویت معمولا ناراحتکننده و اضطرابآور است. طبیعی است که روند تغییرات دوران نوجوانی احساس دلنگرانی ایجاد کند. چالشهای ناشی از بحران هویت میتواند سبب آشفتگیهای ذهنی شود و بهنوبه خود اضطراب، دلهره، بههمریختگی و نارضایتی از زندگی را افزایش دهد.
۳- تغییر خود متناسب با محیط، روابط و موقعیت
در دوران نوجوانی، تغییر ارزشها و باورها میتواند بهصورت ناگهانی و مکرر رخ دهد. بهجای حفظ گرایشها و ارزشهای پیشین، بسته به اینکه در چه شرایطی قرار دارید و با چه کسانی در ارتباط هستید، این ارزشها مدام تغییر میکنند.
برای نمونه، اگر در میان همسنوسالهایی آرام و اهل مطالعه باشید، شما نیز به فردی آرام و اهل مطالعه تبدیل میشوید. برعکس، اگر با افرادی شوخ و پرحرف در ارتباط مداوم باشید، احتمالاً به همان سبک رفتاری و زندگی گرایش پیدا میکنید.
در نتیجه، بهجای آنکه شخصیت و کاراکتر خودتان تعیینکننده باشد، به محیط و اطرافیان اجازه میدهید مشخص کنند «که هستید». افزون بر این، روابط و دوستیهایتان نیز بهنوعی تعریفکننده هویت شما میشوند.
برای همسویی با دوستان، ممکن است ظاهر، سرگرمیها و عادتهای خود را تغییر دهید. فرض کنید دوستانتان چیزی را که شما دوست دارید، نمیپسندند؛ در این صورت، ممکن است برای شبیه شدن به آنها بکوشید سلیقه خود را تغییر دهید.
این تغییرات مبتنی بر شرایط محیطی، میتواند به دگرگونیهای رادیکالتری در باورها و دیدگاههای شما منجر شود و حتا حوزههای گستردهتری مانند باورهای دینی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، شیوه پوشش و حتی ذائقه غذایی را در بر بگیرد.
احتمال دارد این تغییرات با شتاب و حتا بهصورت روزانه رخ دهد؛ بهگونهای که قدرت تشخیص و درک از شما گرفته شود. ناهماهنگی میان نگرش امروز و فردا، ثبات فکری را از بین میبرد. همه این دگرگونیها از آنجا ناشی میشود که میخواهید خود را با محیط و دوستانتان هماهنگ کنید تا جایگاهی در میان آنها بیابید و پذیرفته شوید.
۴- دشواری در پاسخ به پرسش «کی هستید؟»
فرض کنید با فردی ملاقات میکنید و گفتگویی میان شما شکل میگیرد. اگر او سوالی درباره شما بپرسد، چه احساسی پیدا میکنید؟ آیا از این پرسش لذت میبرید یا پاسخ دادن به آن برایتان دشوار است؟
اگر از مطرح شدن سوال درباره خود احساس ناراحتی میکنید، این میتواند نشانهای روشن از بحران هویت باشد. در چنین وضعیتی، ممکن است برای مقابله با آن، موضوع گفتگو را تغییر دهید، بحث را به سمت فرد یا موضوع دیگری ببرید و با هر آنچه گفته میشود، صرفا اعلام موافقت کنید.
۵- نداشتن اعتمادبهنفس برای تصمیمگیری
در زمانی که با بحران هویت دستوپنجه نرم میکنید، احساس شما نسبت به خود و همچنین ارزشها و باورهایتان مدام در حال تغییر است. ممکن است احساس کنید قادر نیستید درباره خود تصمیمی درست و عاقلانه بگیرید. برای انتخاب میان گزینههای مختلف بیش از حد تردید میکنید و گاهی حتا نمیتوانید تصمیم بگیرید.
حتا زمانی که تصمیمی میگیرید، به خود و به آن تصمیم شک میکنید و در نتیجه بارها نظر خود را تغییر میدهید. این وضعیت میتواند احساس شکست را در شما تقویت کند و باعث کاهش چشمگیر اعتمادبهنفس شود.
بحران هویت مرحلهای مهم در مسیر تغییرات بزرگ و اساسی زندگی است. متاسفانه واکنشهای نادرست به این مرحله؛ از جمله ایجاد تغییراتی که اثرهای منفی بر سلامت روان میگذارد، آسان است. اما مقابله با بحران هویت زمانی سادهتر خواهد شد که بتوانید نشانههای آن را بهدرستی شناسایی کنید.
بهترین راه مقابله با بحران هویت، فهم معنای «هویت» است. این امر زمانی امکانپذیر میشود که سفر «خودشناسی» را آغاز کرده باشید.
در گام بعدی، به دلایل و نشانههای آغاز سفر «خودشناسی» خواهیم پرداخت.
مترجم: سید محمدعلی رضوانی
کتاب منبع: Self love for Teen Girls

