گزارش

مطیع‌الله تراب؛ شاعر نترس پشتوزبان

«مردی که با چشمان بسته رفت»

مطیع‌الله تراب، شاعر صریح‌زبان و اجتماعی‌نگر پشتو درگذشت. او یکی از معدود شاعرانی بود که در فضای پرملاحظه و محافظه‌کار افغانستان، بی‌پرده سخن گفت و از بیان آنچه به‌نظرش درست بود، ابایی نداشت.

تراب اهل خوگیانی ولایت ننگرهار بود، جایی در شرق افغانستان که هم با سنت گره خورده و هم با چالش‌های مزمن اجتماعی و امنیتی. او در عین پایبندی به باورهای دینی، به اهمیت آموزش، آگاهی و عدالت اجتماعی تاکید می‌کرد.

در یکی از برنامه‌های مشاعرهٔ تلویزیونی «نارنج گل» در جلال‌آباد که از برنامه‌های پرطرفدار میان شاعران جوان و علاقه‌مندان ادبیات در شرق کشور است، تراب جمله‌ای گفت که بازتاب زیادی در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی پیدا کرد: «مبارزه برای نان سخت‌تر از مبارزه برای آزادی است.»

این جمله، خلاصه‌ای بود از دیدگاه انتقادی او نسبت به وضعیت معیشتی مردم افغانستان و تعارض آن با شعارهای پرزرق‌وبرق سیاسی. برای تراب، مسایل اقتصادی و فقر، بنیادی‌تر از دعواهای نظری دربارهٔ آزادی و دموکراسی بود.

او در مصاحبه‌ای با نیویارک تایمز در سال ۲۰۱۳، انتقاد تندی از سیاست‌های غرب در افغانستان مطرح کرده و گفته بود: «غربی‌ها با نسخه‌ای نادرست به افغانستان آمده‌اند.»

این گفته‌ها در آن زمان کمتر از سوی جریان‌های رسمی جدی گرفته شد، اما با گذشت بیش از یک دهه و فروپاشی نظام سیاسی پیشین، نگاه او رنگ واقعیت گرفت.

مطیع‌الله تراب در شعر نیز دنبال واژه‌های روشن و مستقیم بود. شعر او نه در سطح واژه‌ها، بل در لحن و مضمون، معترض بود. او به‌جای آرایه‌سازی‌های پیچیده، از زبان عامیانه استفاده می‌کرد تا صدای طبقه‌ی خاموش باشد.

در یکی از سروده‌هایش که در فضای مجازی بازنشر شده، در بخشی از آن چنین می‌گوید: «من که با چشمان بسته رفته‌ام دنبال تو/ خسته‌ام من زین سفر، ای رهبر و سالار من.»

این بیت، اشارهٔ صریح به ناامیدی نسل‌هایی دارد که به‌دنبال وعده‌ها و شعارهای سیاسی، مسیرهای دشواری را طی کردند و در نهایت نتیجه‌ای نگرفتند.

تراب را نمی‌توان فقط یک شاعر غزل‌های عاشقانه یا مذهبی خواند. او در عین وابستگی به باورهای سنتی، به لایه‌های اجتماعی و سیاسی جامعه نیز حساس بود. آموزش را مکمل دین می‌دانست و از سکوت در برابر تبعیض، فساد و فقر پرهیز داشت.

درگذشت مطیع‌الله تراب، برای جامعهٔ فرهنگی افغانستان یک فقدان است. نه فقط به این دلیل که شاعری دیگر را از دست داده‌ایم، بل از آن‌رو که یکی از صداهای صریح، مستقل و بی‌پروای ادبیات معاصر و خصوصا مورد نیاز در جامعهٔ پشتون خاموش شد.

با توجه به فضای بسته و خفقان‌آور فعلی در افغانستان که فرهنگ تفنگ، اطاعت و خشونت بر بسیاری از عرصه‌های زندگی سایه افکنده، حضور و استمرار چهره‌هایی چون مطیع‌الله تراب که از دل جامعه برمی‌آمدند و بدون وابستگی به قدرت از درد مردم می‌گفتند، معنای ویژه‌ای دارد.

در شرایطی که در کشور، آزادی بیان محدود شده و شعر و اندیشه اغلب یا سانسور می‌شود یا به حاشیه می‌رود، یادآوری تراب و شعرهای بی‌پرده‌اش، نه فقط یک ادای احترام، بل تلنگری ا‌ست به ما برای حفظ و بازسازی آن سنت ادبی که زبان مردم بود، نه زبان صاحبان قدرت. او در داخل افغانستان ماند، در میان مردمش زندگی کرد و تا پایان از زبان انتقادی‌اش عقب ننشست. تراب، تنها یک شاعر نبود؛ بخشی از حافظهٔ انتقادی جامعهٔ ما بود.

فرشته باختری

نوشته‌های مشابه

دکمه بازگشت به بالا