
ویدا ساغری: مولوی عمار عضو TTP رییس تداوی معتادین است
رحمان اوغلی: هیچ مقام ارشد طا.لبان در حملات پاکستان کشته نشده است
افشاگریهای جنجالی دربارهٔ نفوذ TTP و نقش قدرتهای منطقهای در تنشهای اخیر افغانستان
در پی تشدید تنشهای مرزی و امنیتی در هفتههای اخیر، اظهارات اخیر برخی فعالان سیاسی و مدنی افغانستان، ابعاد تازهای از حضور گروههای شبهنظامی خارجی در بدنهٔ رژیم طالبان و نقش استخباراتی کشورهای منطقه در هدایت درگیریها را فاش کرده است.
حضور ۳۰هزار جنگجوی وزیرستانی در بدنهٔ امارت اسلامی
ویدا ساغری، فعال شبکههای اجتماعی در یادداشتی جنجالی مدعی شده که مدیریت بخشهای کلیدی برخی نهادهای دولتی افغانستان هماکنون در اختیار اعضای «تحریک طالبان پاکستان»(TTP) قرار گرفته است.
وی بهطور مشخص از شخصی به نام «مولوی انعامالله عمار»؛ تبعه وزیرستان پاکستان و عضو ارشد TTPنام گرفته که به گفتهٔ وی، ریاست برنامهٔ ملی تداوی معتادین را بر عهده دارد. طبق ادعای ساغری، «بیش از ۳۰هزار جنگجوی TTP وزیرستانی» به طور رسمی در ساختارهای نظامی و اداری رژیم طالبان استخدام شده و مشغول به کار هستند.
ادعای مدیریت نظامی هند در جنگهای نیابتی
بخش دیگری از این گزارش به نقش قدرتهای منطقهای در بحران کنونی میپردازد. ساغری معتقد است درگیریهای کنونی که ظاهرا در حمایت از TTP صورت میگیرد، در لایههای پنهان توسط «هندوستان» هدایت و از نظر نظامی و استخباراتی رهبری میشود.
او با اشاره به سوابق حملات مرگبار به مراکز غیرنظامی همچون زایشگاهها، دانشگاهها و بانکها، هشدار داده که در این «جنگ پروژهای»، از غیرنظامیان، کودکان و بیماران به عنوان «سپر انسانی» یا ابزاری برای فشار سیاسی علیه رقبا استفاده میشود.
ساغری تصریح کرده که: «این جنگِ مردم افغانستان نیست؛ بل تقابل هند و پاکستان است که طالبان در بدل امتیازات سیاسی، پروژه آن را پیش میبرند.»
فرضیه «جنگ پروژهای» و معامله بر سر TTP
همزمان، سردار محمد رحمان اوغلی، از دیپلماتهای پیشین کشور با نگاهی تردیدآمیز به نتایج درگیریهای اخیر، فرضیهٔ دیگری را مطرح کرده است. وی با اشاره به نبود تلفات در سطوح رهبری و نیروهای اصلی طالبان در این جنگها، این پرسش را مطرح کرده که آیا این درگیریها صرفا یک نمایش سیاسی است؟
اوغلی با اشاره به دیدگاههای موجود در محافل سیاسی در این مورد نوشته: «احتمال میرود این یک جنگ پروژهای باشد که در آن TTP مورد معامله قرار گرفته است؛ چرا که با وجود شدت ادعایی درگیریها، هنوز هیچیک از بزرگان و عساکر کلیدی طالبان کشته نشدهاند.»
بنبست امنیتی و قربانیان ملکی
تحلیلگران بر این باورند که تلاقی این دیدگاهها نشاندهندهٔ پیچیدگی فزاینده بحران امنیتی در افغانستان است. در حالی که کابل و اسلامآباد یکدیگر را به حمایت از تروریسم متهم میکنند، منتقدان داخلی هشدار میدهند که افغانستان بار دیگر به میدان رقابتهای استخباراتی دهلی نو و اسلامآباد تبدیل شده است؛ رقابتی که در آن منافع ملی افغانستان و جان شهروندان آن کمترین جایگاه را در محاسبات طرفین درگیر دارد.
فرشته باختری




