گزارش

تیمور روی پردهٔ سینما؛ قهرمان ملی یا فاتحی مناقشه‌برانگیز؟

فیلم جدید «ظهور فاتح» (Rise of the Conqueror) با محوریت امیر تیمور، یکی از بحث‌برانگیزترین چهره‌های تاریخ منطقه، توجه بسیاری را در آسیای میانه و فراتر از آن جلب کرده است. این فیلم که محصول همکاری سینماگران اوزبیکستان، قزاقستان و آمریکاست، در سال ۲۰۲۶ به نمایش درآمده و زندگی امیر تیمور را در سال‌های آغازین قدرت‌گیری او روایت می‌کند.
بر اساس معرفی‌های رسمی، فیلم داستان مردی را بازگو می‌کند که در فضای آشفته پس از افول قدرت مغولان، از یک فرمانده محلی به رهبر امپراتوری بزرگی بدل می‌شود. روایت فیلم بر نبردها، کشمکش‌های سیاسی و تلاش تیمور برای تثبیت قدرت متمرکز است و او را به عنوان شخصیتی مصمم، باهوش و دارای توانایی رهبری تصویر می‌کند.
اما اهمیت «ظهور فاتح» تنها به جنبه‌های سینمایی آن محدود نمی‌شود. این فیلم در واقع بخشی از روند گسترده‌تری است که طی سال‌های اخیر در آسیای میانه شکل گرفته؛ روندی که در آن دولت‌ها و نهادهای فرهنگی می‌کوشند گذشتهٔ تاریخی خود را از نو روایت کنند و چهره‌های تاریخی را به بخشی از هویت ملی معاصر تبدیل سازند.
شخصیت امیر تیمور همواره محل اختلاف بوده است. در اوزبیکستان امروز، او اغلب به عنوان بنیان‌گذار دولت، رهبر نظامی برجسته و نماد وحدت ملی معرفی می‌شود. بسیاری از پژوهش‌ها و روایت‌های رسمی در این کشور بر نقش او در ایجاد ثبات سیاسی و گسترش نفوذ سمرقند تاکید دارند.
این نگاه در فیلم «ظهور فاتح» نیز بازتاب یافته است. در معرفی‌های رسمی فیلم، تیمور شخصیتی معرفی می‌شود که از دل آشوب و فروپاشی نظم سیاسی سر برمی‌آورد و سرزمین‌های پراکنده را متحد می‌کند. در این روایت، او بیش از آنکه یک کشورگشا باشد، یک دولت‌ساز است.
با این حال، همه با چنین تصویری موافق نیستند. بسیاری از تاریخ‌نگاران یادآوری می‌کنند که فتوحات تیمور با جنگ‌های گسترده، ویرانی شهرها و تلفات انسانی عظیم همراه بوده است. از بغداد و دمشق گرفته تا دهلی و اصفهان، نام تیمور در حافظهٔ تاریخی بسیاری از ملت‌ها با خشونت و تخریب نیز گره خورده است.
همین دوگانگی سبب شده است که هر اثر هنری دربارهٔ او ناگزیر وارد قلمرو مناقشه شود؛ قلمرویی که در آن مرز میان تاریخ، حافظه جمعی و هویت ملی چندان روشن نیست.
منتقدان چه می‌گویند؟
بازتاب‌های اولیه فیلم نشان می‌دهد که منتقدان بیش از هر چیز به نحوهٔ بازنمایی شخصیت تیمور توجه کرده‌اند.
فیلیپ هواد؛ منتقد روزنامه گاردین، در نقد خود از انتخاب موضوعی کمتر دیده‌شده در سینمای جهان استقبال کرده، اما معتقد است فیلم در پرداخت شخصیت اصلی و پیچیدگی‌های تاریخی چندان موفق نیست. او فیلم را از نظر بصری باشکوه و از نظر صحنه‌های نبرد چشم‌گیر توصیف می‌کند، اما می‌نویسد که روایت داستانی نتوانسته به همان اندازه عمیق و چندلایه باشد.
در مقابل، بخشی از مخاطبان آسیای میانه از ساخت فیلمی دربارهٔ یکی از شناخته‌شده‌ترین شخصیت‌های تاریخی منطقه استقبال کرده‌اند. در شبکه‌های اجتماعی و انجمن‌های گفتگو، بسیاری از کاربران از اینکه تاریخ آسیای میانه برای نخستین بار در قالب یک پروژهٔ سینمایی بزرگ به مخاطبان جهانی معرفی می‌شود ابراز رضایت کرده‌اند.
در عین حال، گروهی دیگر هشدار داده‌اند که روایت سینمایی نباید جایگزین داوری تاریخی شود. برخی منتقدان مردمی فیلم را نمونه‌ای از ساده‌سازی تاریخ دانسته‌اند و معتقدند زندگی و میراث تیمور بسیار پیچیده‌تر از آن است که در قالب یک روایت قهرمانانه خلاصه شود.
غیبت هرات؛ نکته‌ای که برای افغانستان مهم است
برای مخاطبان افغانستان، شاید مهم‌ترین پرسش دربارهٔ این فیلم نه آن چیزی باشد که روایت می‌کند؛ بل آن چیزی باشد که روایت نمی‌کند.
آنچه از داستان فیلم برمی‌آید نشان می‌دهد که «ظهور فاتح» بر سال‌های نخست ظهور تیمور در ماوراءالنهر وعمدتا در سمرقند و اندکی هم بر افغانستان یا خراسان شرقی آن روز تمرکز دارد؛ دوره‌ای که هنوز امپراتوری بزرگ تیموری شکل نگرفته و هرات به مرکز فرهنگی آن تبدیل نشده است. از همین رو، افغانستان و خراسان تاریخی در این فیلم حضور پررنگی ندارند. این در حالی است که در حافظهٔ تاریخی افغانستان، اهمیت تیموریان بیش از آنکه به فتوحات نظامی مربوط باشد، با شکوفایی فرهنگی هرات پیوند خورده است. هنگامی که از تیموریان سخن گفته می‌شود، نام‌هایی چون گوهرشاد بیگم، کمال‌الدین بهزاد، امیرعلی‌شیر نوایی و ده‌ها شاعر، هنرمند و معمار برجسته به ذهن می‌آید؛ چهره‌هایی که هرات را به یکی از درخشان‌ترین مراکز فرهنگی جهان اسلام تبدیل کردند.
به همین دلیل، نگاه افغانستان به میراث تیموری با نگاه رایج در اوزبیکستان تفاوت دارد. در حالی که روایت رسمی اوزبیکستان بیشتر بر «تیمور فاتح» و «تیمور دولت‌ساز» تاکید می‌کند، حافظهٔ تاریخی افغانستان بیش از هر چیز به «تمدن تیموری» و میراث فرهنگی برآمده از آن توجه دارد. شاید بتوان گفت «ظهور فاتح» فیلمی دربارهٔ تیمور پیش از هرات است؛ درباره مردی که هنوز به نقطه‌ای نرسیده که بعدها یکی از مهم‌ترین دوره‌های فرهنگی تاریخ خراسان را رقم بزند.
فراتر از یک فیلم
اهمیت «ظهور فاتح» در نهایت فراتر از ارزش‌های سینمایی آن است. این فیلم بخشی از رقابت فزاینده بر سر روایت تاریخ در آسیای میانه محسوب می‌شود؛ رقابتی که در آن گذشته تنها در کتاب‌های تاریخ بازنویسی نمی‌شود؛ بل بر پردهٔ سینما نیز شکل تازه‌ای پیدا می‌کند.
برای افغانستان، تماشای این فیلم فرصتی است تا بار دیگر درباره جایگاه خود در تاریخ مشترک منطقه بیندیشد. تاریخ تیمور تنها به سمرقند تعلق ندارد؛ همان‌گونه که تنها به هرات نیز محدود نیست. او بخشی از تاریخ مشترک حوزه‌ای است که امروز میان چندین کشور تقسیم شده است.
شاید مهم‌ترین پرسشی که فیلم «ظهور فاتح» پیش روی مخاطب افغانستان می‌گذارد این باشد: وقتی کشورهای منطقه در حال بازتعریف گذشتهٔ خود هستند، افغانستان چه روایتی از میراث تیموری و سهم خویش در این تاریخ مشترک ارائه خواهد کرد؟

محمود حصاریان

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا